X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
چهارشنبه 25 آبان 1384 @ 14:07

دمیدن در تن خسته شهر

این مطلب را از روزنامه ی شرق به امانت گرفتم.

 
153570.jpg

 این بار بهانه اى براى کنسرت استادان موسیقى ایران وجود ندارد. نه تکمیل پروژه باغ هنر بم، نه وقوع بلایاى طبیعى و غیرطبیعى، هیچ کدام دلیل ۴ شب اجراى محمدرضا و همایون شجریان، حسین علیزاده و کیهان کلهر نیستند. آنها بعد از سال ها امتناع از حضور در صحنه زنده موسیقى دوباره تمامى مشکلات اجراى زنده در ایران را به دست فراموشى سپرده اند و قصد دارند از ۸ تا ۱۱ آذر براى ۴ شب در مقابل ۱۲ هزار علاقه مند در تالار وزارت کشور قرار بگیرند. محمدرضا شجریان یک بار دیگر با خوش بینى به درخواست   هاى بسیار براى این برنامه پاسخ مثبت داده و گرفتارى هاى بعد از اجراى کنسرت همنوا با بم را فراموش کرده، همین طور این گفته خود را که: «در اینجا حتى در روزهاى بعد از کنسرت هم درگیر هستیم.» دلشکستگى هاى او، علیزاده و کلهر و موسیقیدانان دیگر که گوشه خلوت خود را به شرکت در محافل رسمى و هنرى ترجیح مى دهند خیلى زود براى خود و دوستدارانشان از یاد مى رود، وقتى پاى چیزهاى دیگر وسط بیاید: فاجعه اى مثل زلزله بم یا نه، حتى دلتنگى براى اجراى کنسرت در ایران. آن وقت است که از خبر برنامه استادان موسیقى متعجب مى شویم و هر لحظه تکذیب شدن آن را انتظار مى کشیم. براى اینکه هم ما و هم هنرمندان این طور عادت کرده ایم. گروه محمدرضا و همایون شجریان، حسین علیزاده و کیهان کلهر را به رسم دیگران، گروه استادان موسیقى مى نامیم، چرا که آنها هنوز بعد از گذشت بیش از سه سال همکارى با یکدیگر، برگزارى تورها و کنسرت هایى در کشورهاى مختلف هنوز بر خود نامى نگذاشته اند، شاید به این دلیل که همه فکر مى کردند این پروژه زودتر از حد انتظار به پایان مى  رسد، اما هنوز ادامه دارد. آن وقت است که قند در دل مان آب مى شود و به یاد فیلم «دو فیلم با یک بلیت» مى   افتیم. حالا با خرید یک بلیت مى  توانیم به آواز محمدرضا و همایون شجریان و نواى سازهاى حسین علیزاده و کیهان کلهر گوش بسپریم، اگر در سالن بزرگ وزارت کشور جاى خوبى براى نشستن پیدا کنیم و اگر سیستم صدابردارى نقص کمترى نسبت به گذشته داشته باشد. مجبور هستیم این کنسرت را کنسرت شجریان بنامیم به همان دلیل بى نامى گروه. اگرچه او خود راضى به این نامگذارى نیست: «در این چند سال همه گفتند شجریان. در حالى که ما چهار نفریم. من از علیزاده، کلهر و حتى همایون خجالت مى کشم چون حق آنها ضایع مى شود. هر وقت مى خواهید از گروه ما چیزى بنویسید، نام مرا آن وسط ها قرار دهید.» گروه استادان در حال حاضر مشغول برگزارى تور اروپایى خود هستند و دو روز قبل از کنسرت به تهران برمى گردند. رزرو بلیت که قیمت آن با درجه بندى بین ۸ تا ۲۰ هزار تومان است، فردا (چهارشنبه) در سایت دل آواز شروع مى شود. بلیت ها هم از روز شنبه از طریق شرکت دل آواز، کانون موسیقى عارف، گیشه تالار وحدت و احتمالاً خانه موسیقى به تدریج به فروش مى رسد. حمیدرضا نوربخش از شاگردان شجریان و مدیر اجرایى کنسرت مى گوید: «براى جلوگیرى از به وجود آمدن بازار سیاه روش خاصى براى فروش بلیت  ها در نظر گرفته شده که بر مبناى آن بلیت ها به تدریج فروخته مى شود و تا چند روز قبل از اجرا هم بلیت براى خرید وجود دارد.» او البته به درخواست مالى نیروى انتظامى براى حفظ امنیت تالار و جلوگیرى از ایجاد ترافیک هم اشاره مى  کند. پرداخت ۳۵ میلیون تومان براى چهار شب، چرا که قرار است ۵۰۰ نیروى فوق العاده امنیت و بار ترافیکى منطقه را کنترل کنند، اما: «هنوز این مبلغ را پرداخت نکرده ایم، چون سردار طلایى چنین درخواستى نداشته و هرگونه همکارى لازم را انجام داده اند.» قطعاتى که استادان موسیقى ایران اجرا مى کنند، همان آثارى است که براى تور اروپا آماده کرده اند: برنامه اى در دو بخش. در قسمت اول حسین علیزاده با تار خود بداهه نوازى مى کند و «بزن آن زخمه» از اشعار شفیعى کدکنى، «پیش درآمد دشتى» از یوسف فروتن، تصنیفى قدیمى با شعر مولانا و ساز و آواز اجرا مى شود. قطعات بخش دوم هم «آواز بیات ترک و افشارى»، «مقدمه روح الارواح»، ساز و آواز، «چهار مضراب و آواز»، «آواز افشارى»، «ضربى افشارى» (رقص زار) همراه با آواز، «دستى افشان» و... هستند. کنسرت آ نها براى کمک به تکمیل پروژه باغ هنر بم ترتیب داده شده است. برگزارى برنامه هاى اینچنینى آنقدر دور از ذهن شده اند که حتماً باید دلیل محکمى براى آن ارائه کرد، اما حالا محکم تر از جارى شدن موسیقى در تن خسته تهران نمى توان دلیلى بر آن یافت.
• قلعه پارت ها
موسیقى لرى یکى از بکرترین و اصیل ترین موسیقى فولکلوریک ایران زمین است. قوم لر که به دو شاخه لر کوچک در لرستان و لر بزرگ در سرزمین بختیارى و خوزستان تقسیم مى شود هر کدام با اختلاف اندکى که در لهجه دارند داراى ویژگى هاى خاص خود هستند و مجموعاً شرح هجران و غم و رویدادهاى سیاسى و اجتماعى این اقوام سلحشور و بزرگ است. موسیقى لر کوچک یا چهار لنگ ها عمدتاً در گام ماژور و موسیقى لر بزرگ یا هفت لنگ ها در گام مینور اجرا مى شود. این مردم کوچنده و سلحشور حاشیه زاگرس از زبان و فرهنگ اصیل و بکرى برخوردارند زیرا صعب العبور بودن راه ها و زندگى سخت آنها راه نفوذ هر حمله و دستبردى را به خود مانع شده است و اشعار آنها که اغلب به صورت پهلویات است از پاک ترین و اصیل ترین گویش هاى ایران زمین هستند. کاست دزپارت Despart که از دو کلمه دز به معنى قلعه و پارت که برگرفته از پارتیان مى باشد ایل راهى است که اقوام بختیارى در آن کوچ مى کرده اند. این جاده که در قدیم به ره سلطونى یا راه شاهى معروف بوده همان جاده اى است که اسکندر مقدونى جبهه هاى جنوبى را از طریق آن گشوده است و از قدیم الایام اقوام بختیارى قشلاق و ییلاق خود را در امتداد آن انجام مى داده اند. مجموعه دزپارت اثرى است که مجموعه اى از ملودى ها و ترانه ها یا واسونک هاى بختیارى همراه با آوازهایى است که هر کدام سرفصل تاریخى و اجتماعى قوم بختیارى است. براى مثال آواز تخت قاپو شرح رنج هایى است که براى یکجانشین کردن ایل، بدون در نظر گرفتن وضعیت زندگى چوپانى آنها در زمان پهلوى دوم بر این مردم گذشته است. مردمى که براى گوسفندان و دام هایشان محتاج حرکت هستند و فریاد آنها در قالب شعر و موسیقى بلند مى شود. این اثر توسط امید قبادى از شاگردان فرامرز پایور تنظیم شده و توسط ملک مسعودى و امیر جاهدمسعودى خوانده شده است.