X
تبلیغات
نماشا
رایتل
شنبه 17 دی 1384 @ 20:31

به بهانه ۱۷ دى ماه تولدمحمدرضا لطفى

ساز محمدرضا لطفى در همه حال شنیدنى است. حدود سه دهه است که موسیقى ایران، صداى ساز موسیقیدانانى را به رسمیت شناخته و مرجع قرار داده است که حدود دو دهه از حضور خود او در فضاى موسیقى کشور بى بهره بوده است. محمدرضا لطفى در اوایل دهه شصت کشور را ترک گفت. او هر چند درفاصله سالهاى ۷۳ تا ۷۵ به صورت پراکنده فعالیت هاى خود را از سر گرفته و با تشکیل کلاس آموزشى و تأسیس مجدد گروه شیدا سعى در آغازى دوباره از فعالیت هاى درون کشور داشت، اما شرایط به نحوى پیش رفت تا او را بار دیگر به جلاى وطن کشاند. اکنون در آستانه شصت سالگى - به صورت دقیق ۱۷ دى ماه ۵۹ سال - لطفى بار دیگر به ایران بازگشته است. زمزمه ها حاکى از آن دارد که او قصد اقامت و فعالیت مجدد درایران دارد. درسال جارى شمارى از آثار او که قبلاً به صورت کاست منتشر شده بود به صورت CD روانه بازار شد، جان جان، سپیده و به یاد عارف همراه با آواز شجریان و اخیراً از تکنوازى هاى او اثر قافله سالار منتشر شده است.
قافله سالار شامل دو بخش تکنوازى تار در راست و پنجگاه و تکنوازى سه تار در نوا است. راست پنجگاه با نام لطفى عجین شده است. چه اولین بار با ساز لطفى ره به سوى این مقام و نواى سحرانگیز گشودیم. تا سى سال پیش، هیچ اثر منتشر شده اى از راست پنجگاه وجود نداشت. در اجراى اساتید قدیم نیز که در اختیار همگان نبود تنها اجراى ردیف از این دستگاه وجود داشت نظیر اجراى تار فغام الدوله و یا آواز عبدالله خان دوامى. در حافظیه شیراز لطفى و آواز شجریان، عمق و محتواى غنى این دستگاه را شناساند. موردى که حدود بیست سال بعد در چشمه نوش تکرار شد. هر چند در اثر اخیر یکى از بهترین و ممتازترین نه  تنها ساز لطفى که تار نوازى موسیقى ایران را مى توان شنید. در چشم نوش لطفى چنان عمیق، پررمز و راز و عاشقانه نواخته است که بارها و بارها مى توان آن را شنید و باز هم شنید.
قافله سالار در میان دو اثر ذکر شده اجرا شده است. در اواسط دهه شصت این راست پنجگاه نیز نشان لطفى را به خوبى برخود دارد.
موسیقى در فضایى آرام آغاز مى شود تا موقعیت راست پنجگاه را معرفى کند.
آواز لطفى چاشنى اثر است. صدایى بم، گرم و نافذ که تأثیرى شگرف دارد. به تدریج و با اجراى گوشه هاى مختلف، تار نیز شور و وجد افزونترى مى یابد و در انتها باز هم با شعرى از مولانا با ریتمى پرتحرک ساز و آواز لطفى به اوج مى رسد تا اثر پایان یابد. روى دیگر نیز روایت لطفى با ساز سه تار از دستگاه نوا است.
بدون شک، یکى از مهمترین و شاخص ترین شیوه هاى سه تار نوازى در دهه هاى اخیر، به عنوان یک سه تار نوازى مرجع، ساز محمدرضا لطفى است. این مورد البته چنان مشهود و عینى است که نیازى به گفتن ندارد. سونوریته بى نظیر، عمق و محتواى ساز و شیوه اجرا و روایت در این اثر بسیار ممتاز است. نکته دیگر آنکه، لطفى خود در جایى گفته است این اثر را تحت تأثیر روایت نواى استاد صبا نواخته است. این مورد خود مى تواند جنبه هاى برداشت و تأویل یک هنرمند را از موضوعى پیش گفته و پیش روایت شده به خوبى نشان دهد. با ذهنیت - موسیقى آوازى و در مقام مقایسه با یک خواننده حرفه اى برمى آیند، گاه از آواز خواندن لطفى متعجب مى شوند.
اما آنان نمى دانند که شعر و آواز و موسیقى در فرهنگ موسیقى ایران به هم پیوسته بوده است.در گذشته بسیارى از راویان موسیقى خود شاعر و خواننده و نوازنده به صورت توأمان بوده اند. آواز و ساز لطفى درواقع ادامه سنت خنیاگرى در موسیقى ایرانى است. اینجا دیگر موضوع آواز تنها و صداى مثلاً شش دانگ مطرح نیست. مجموع ساز و آواز لطفى و شدت تأثیر آن موردى نیست که نیاز به تعریف و تمجید و شرح داشته باشد. شاید به جرأت بتوان ادعا کرد، کمتر کسى پیدا مى شود که ساز وآواز لطفى را بشنود و در او تأثیر نگذارد.
ضمن آنکه با این شکل اجرا، لطفى سنت دیگرى را پاس داشته است و آن احترام و توجه به بداهه پردازى در موسیقى ایرانى است. عنصر حال و آن در موسیقى ایرانى که امروزه کم کم دارد به یک خاطره فراموش شده بدل مى شود