X
تبلیغات
نماشا
رایتل
چهارشنبه 8 شهریور 1385 @ 01:40

انتظاری کودکانه

زندگی بسیاری از ایرانیان بر پایه ی افراط و تفریط قرار داده شده . به یاد داریم که تا اواخر ریاست جمهوری آقای هاشمی و وزارت جناب میر سلیم در عرصه ی فرهنگ و هنر جو ی موسیقی ستیز در کشور حکم فرما بود .آن دوران سخن از موسیقی پاپ امری بیهوده و شاید خنده آور می نمود . موسیقی سنتی نیز در تنگناهای خاص خود قرار داشت  . پس از به قدرت رسیدن جبهه اصلاحات و در دوران ریاست آقای خاتمی بر دولت با گسترش دامنه تولیدات موسیقی بخصوص در حیطه ی موسیقی پاپ بازار سو ء استفاده افراد و شرکت ها گرم شد و کار به جایی رسید که شنیدن موسیقی پاپ خارج از کشور سنگین تر از موسیقی تولیدی در کشور بود .

کارهای جدید موسیقی پاپ روز به روز بیشتر و سطح فرهنگی و هنری آنها روز به روز تنزل می یافت .شعر ها اغلب شعر هایی آبکی و خارج از هرگونه ادبیات متداول جامعه حتی بی رمق تر از ادبیات اشعار خوانندگان خارج کشور به همراه موسیقی بی اصالت  و بدون پشتوانه همه و همه موسیقی پاپ امروزی را به ورطه ی نابودی می کشاند.همین سیاست نادرست کشور در برخورد با هنر باعث تنزل سطح بینش مردم از موسیقی شده واین بزرگ ترین خیانت به فرهنگ و هنر یک کشور است .

امروز هم که مشاهده میکنیم خوانندگان نه چندان خوش سیما و اغلب بد صدا  با چاشنی چند خانم بزک کرده با یک ماشین لوکس کرایه ای کلیپ های بی ارزش خود را از شبکه های ماهواره ای به خورد بینندگان ساده ی تلویزیونی میدهند . جالب اینجاست که این شبکه ها در داخل کشور تغذیه میشوند و چه شرم آور است وقتی میبینیم دیدن پخش این کلیپ ها به نیت القای مسئله آزادی در ایران برای بینندگان سایر نقاط دنیا است نه آزادی موسیقی پاپ . و چه افسوس میخوریم وقتی که میبینیم همه ی خوانندگان و نوازندگان و بازیگران و بقیه عوامل این آثار دانسته  یا ندانسته اسیر سیاست کثیف عده ای دیگر شده اند .

در حالی که برگزاری یک کنسرت موسیقی اصیل آنچنان سخت است که بسیاری از بزرگان موسیقی عطای آنرا به لقایش بخشیده اند چه ظالمانه است که هر چند یک بار خبر از کنسرت موسیقی .... در جراید به چاپ میرسد . در هزار توی ارشاد بر سر اشعار مولانا و سعدی و ... چانه میزنند و حذف میکنند در حالی که از پخش داخل ماشین ها چه جملات نامتعارفی میشنویم .

به راستی سیاست هزار رنگ فرهنگ وهنر این مملکت به دنبال چه چیر میگردد ؟ این سوالی است که باید امثال آقایان صفار هرندی به آن پاسخ دهند . گرچه به نظر انتظاری کودکانه است.