X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
دوشنبه 25 مرداد 1389 @ 05:04

در ستایش ادیب گرامی علیرضا افتخاری

 ادیب فرزانه جناب آقای افتخاری در مصاحبه ی مفصلی با وبسایت برنا نسبت به انتقادات مطرح شده پیرامون نحوه ی حضور خود در دیدار با آقای احمدی نژاد گلایه کردند . پیرامون این موضوع ذکر نکاتی ضروری به نظر می رسد : 

الف : "هر کس هر نیتی می خواهد داشته باشد، داشته باشد. من وقتی با رییس جمهورمان رو به رو می شوم، باید چه واکنشی نشان دهم، باید احترام بگذارم. ادبم را به جا بیاورم " .  

از ایشان که محوریت سخنان خود را بر رعایت ادب و دوری از بی ادبی قرار در جامعه دادند خواهشمندم در اسرع وقت ضمن ویرایش سخنان خود نسبت به تصحیح کلمه ی رییس جمهورمان و جایگزینی لفظ رییس جمهورم در فرمایشات شان اقدام فرمایند . نگارنده همانند بسیاری از هموطنان به احترام خون های ریخته شده در این یک سال و اندی در جمع جناب افتخاری با افتخار غایب خواهم بود .  

ب : " یک‌سری می گویند نباید این کار را می کردی. آن ها نمی فهمند. من این را روی حساب این می گذارم که خیلی ها داغ‌اند و نمی دانند" . 

 از ادیب هنرمندی چون شما شنیدن این جمله چه حکمی دارد؟ البته در فرهنگ لغات ادبایی چون شما و همفکرانتان که حکایت از ممه و لولو زننده نیست نادان تصور کردن به قول شما یک سری و خیلی ها تعجب ندارد.  

ج : "طرفدار من خداست. من برای خدا خواندم. نخواندم که بقیه بخرند. هیچ وقت برای بنده های خدا نخواندم. خدا به من این صدا را داده، آنها باید هوای من را داشته باشند و حرصم ندهند و من را نگه دارند " .

همیشه پیش خودم فکر می کردم دلیل خواندن بعضی از تصنیف ها از طرف خواننده ای که زمانی آثارش قابل ذکر بود چیست ؟ مثلا تصنیفی که سال ها پیش لبخند تلخی بر لبانم نشاند با شعری در این مضمون که راه رفتنت ٬ ناز کردنت ٬ بابای بابامو سوزونده  

فکر می کردم که جناب افتخاری برای کدام دسته از مخاطبانش می خواند . کدام دسته به دنبال اشعار هجو گونه و رو حوضی  و صدای خارج هستند . امروز فهمیدم که شما در هنر هم جانب ادب را رعابت کرده اید و در طول  تمام این سال ها نه برای مخاطبانتان بلکه برای خدا می خواندید و ما قاچاقی لحظاتی با آثار شما خوش بودیم و خنده ای بر لب  می کردیم . ار این بابت از شما عذر خواهی می کنم و نزد مخاطب اصلی تان شرمنده ام. 

د :  "نسبت به کسی که احترام‌اش واجب است، احترام می گذارم. کار خلافی نکردم که تحت شرایط احساس دیگران پشیمان شوم " . 

 این جمله همانند کاریکاتوری است که زیر آن می نویسند بدون شرح . 

و : "  اصلا دیگر نمی خواهم کسی صدایم را بشنود. خطاب به آدم هایی که با صدایم زندگی کردند، بزرگ شدند و ازدواج کردند " . 

 برادر عزیز . شخصا بعید می دانم که کسی وجود داشته باشد که با آثار شما از کودکی تا بلوغ همراه مانده باشد . به خصوص با روند پر از فراز و نشیبی که حضرتعالی در طول زندگی هنری خود در پیش گرفته اید که صد البته دوران نشیب آن ملموس تر بوده است . از انصاف نباید گذشت که پاره ای از آثار شما برای ارضای علایق گروه سنی الف مناسب است که از این بابت به عنوان پدید آورنده ی طرحی نو در موسیقی باید به شما دست مریزاد گفت.