X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
سه‌شنبه 2 شهریور 1389 @ 20:09

استاد سبز ٬ مطرب زرد

شعری از اسماعیل خویی برای استاد شجریان : 

 

صدای تو را دوست دارم
صدای تو، از آن و از جاودان می‌سراید
صدای تو از لاله‌زاران که در یاد
می‌آید
صدای تو را،
رنگ و بوی صدای تو را، دوست دارم.
جهان در صدای تو آبی ‌ست
و زیر و بم هر چه از اصفهان
در صدای تو آبی ست.
و هر سنت از دیرگاهان و هر بدعت از ناگهان در صدای تو آبی است   

 

 

مروری کوتاه در فضای اینترنت و وبسایت های فارسی زبان و داشتن وجدانی بیدار کافی است تا از جهت گیری و خط مشی ناعادلانه و ددمنشانه ی خبرگزاری فارس اطمینان حاصل کرد .  

طی روزهای گذشته فارس به صورت گسترده و بی پروا تر از پیش به تخریب شخصیت استاد شجریان پرداخت و وقاهت قلم خود را به جایی رساند که از صدای استاد با عنوان صدای سوخته و مخاطبان ایشان که طیف گسترده ای در جامعه امروز ایران را شامل می شود را به منافق تعبیر نمود .  

این خبرگزاری با انتشار شعر هجو گونه و سفارشی به روند ناثواب خود ادامه داد . شعری که القاب دیگری هم می توان به آن داد و در اینجا مجالی برای پرداختن به آن ندارم. 

شعری که از کلماتش بوی دربار و از هر بیتش چاپلوسی و پاچه خواری موج می زند و خواننده را به جای شاعر از شرم و خجلت ٬ سر به گریبان می کند .  

اینکه خطیب دربار خبرگزاری فارس احساس کرده است که ربنای شجریان از یاد رفته ٬ استاد در پیری مغرور شده ٬ یک در گوش به صدای شجریان باز نیست ٬ شجریان از ملت ۱۰۰ سال دور شده و ... توهم های یک ذهن بیمار و غرق در سیاست های دولت است که بهترین قضاوت برای  صحت آن بطن جامعه است و بس. 

جناب امیر عاملی فراموش کرده اند که استاد شجریان استاد سبز مردم ایران هستند و جناب افتخاری مطرب زرد حکومت .  

در جایی فرموده اید : 

مطرب عهد شبابم بوده‌ای
مزه نان و کبابم بوده‌ای 

استاد در زمانی که شما در عهد شباب سیر میکردی و از نان و کبابی طناول می کردید که  گوشت و پوست هموطنان شما  بود فریاد زد یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد ... 

نگارنده ایمان دارد که با بیداد شجریان کباب ها خورده اید و به مفهوم آن نرسیده اید . عاملی گرامی شجریان سال ها پیش تر از عامه مردم از بیداد داد برآورد و امثال جنابعالی نفهمیدید که شجریان از شما و همفکران پلید تان براعت گرفت.  ربنا ها را از گوش مردم بگیرید . خواهیم دید که  آیا صدا فراموش می شود یا از تاثیر و نفوذ دعا کاسته می شود .

درود بر استاد سبز اندیش و سبز کردار ملت ایران. 

  

در پایان شعر دوست گرامی و خوش ذوق جناب محمد جاوید را در پاسخ به مطلب فارس تقدیم می کنم. شعری برآمده از دل که لاجرم بر دل می نشیند. کلامی که از آن بوی درهم ودینار نمی آید و از سر مهر آفریده شده نه کینه و پلیدی. با سپاس از ایشان . 

 

گم نشد آواز خوان پیر ما
گم نشد آخر به زیر دست وپا
تازه او این روزها پیدا شده
در دل ما تازه حالا  جا شده
چشمه ای جوشان و رودی جاری است
ربنایش عامل بیداری است
ربنایش راز و رمز دیگر است
از همه او یک سر وگردن سر است
او کنار ماست اصلاً دور نیست
پیر ما یک ذرّه هم مغرور نیست
او صدای زندگی مردم است *
او برای چشمهامان مردم است
دیو جهل از صوت او در دلهره
بهر او شد ربنایش چون خوره
از سر سوز است های وهوی او
عاشقان حق مرید کوی او
او نبوده وامدار شیخ و شاب
بوده راه و رسمش از عهد شباب
گر که نازد ، ناز او را می خریم
باز هم آواز او را می خریم
یا خدایا یا خدایا می کنیم
روزه را با صوت او وا می کنیم

بشنو از «جاوید» تنها یک سخن
در کنار باز هرگز پر نزن
این قلمرو جایگاه پشّه نیست
خود بگو حالا ،(فلان ِزرد) کیست؟
..............
*به قول عبدالجبار کاکایی 

برای مطالعه مطلب فارس به این آدرس مراجعه کنید: 

http://www.musicema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-1-pid-2460.html