۱- اکثر دوستان مستند بی بی سی فارسی را از استاد شجریان ملاحظه کردند . سخنان ایشان در این روزگار دروغ و محاق شایسته ستایش بود . بی شک ایشان سطر برجسته ای از تاریخ هنر این سرزمین خواهند بود و چه زیباست جاودانه شدن در دل مردم با ماندن در کنار آنان . شاید استاد شجریان هم این کلام شاملوی بزرگ را در خاطر داشته باشد که :
اما داوری آن سوی در نشسته است٬ بی ردای شوم قاضیان
ذات اش درایت و انصاف
هیات اش زمان
و خاطره ات تا جاودان جاویدان در تکرار ادوار داوری خواهد شد.
آری . انسان شدن ساده و انسان ماندن همان دشواری وظیفه است .
۲ - به قول جناب شجریان مذهب و موسیقی در طول تاریخ همواره مقابل هم بوده اند . و در این میان همواره قربانی این تقابل در سرزمین مذهب زده ما موسیقی بوده است . به راستی چه بر سر ما آمد که در هزار و اندی سال تمام تمدن و هنر خویش که زمانی به آن می بالیدیم را با مذهبی معامله کردیم که بهای آن بهایی بس گزاف و دستاوردش عرب شدن فارس ها و ترک شدن مولانا ها بود . براستی آیاپدران ما هزاران سال پیش از شنیدن صدای آواز زنان این سرزمین به همراه تنبور و ... احساسی داشتند که آریا نژادان امروز ایران به داشتن آن محکوم و قربانی می شوند؟حس نفرت انگیز شهوت که تنها برازنده اعراب جاهلیت و بازماندگان خبیث آنهاست نه پاک نژادان قوم آریا.
براستی که دین افیون توده هاست...
۱- روزهای گذشته موسیقی نواحی ایران دو تن از برجسته ترین اساتید خود را از دست داد و جامعه هنری در سال سیاه موسیقی یک بار دیگر به سوگ نشست . نخست علی اکبر مهدی پور دهکردی نوازنده سرنای به یاد ماندنی تحویل سال که همچون شاه میرزا مرادی به خاطره ها پیوست و سپس کمال خان هوت خواننده و نوازنده برجسته موسیقی بلوچ. تنبور مست درگذشت این دو هنرمند گرامی را به جامعه هنری ایران ٬ هموطنان لر و بلوچ ٬ خانواده و شاگردان شان تسلیت عرض می کند.
۲ - با پایان یافتن ماه های محرم و صفر ٬ خبر اجراهای موسیقی در سالی که به واسطه تحولات سیاسی کشور کنسرت های موسیقی نیز به دلایل معلوم به دست فراموشی سپرده شده بود رخدادی مبارک است . کنسرت همایون شجریان در واپسین روزهای سال جاری حسن ختامی است بر سالی که از اساتید برجسته موسقی ملی در ایران خبری نشد. سالی که بزرگانی از نسل طلایی موسیقی این سرزمین از میان ما رفتند .
یادشان سبز
آرمان هنر عروج انسان است . طبعا کسانی که جوامع بشری را خرافه پرست و زبون می خواهند تا گاو شیرده باقی بماند آرمان خواهی را "جهتگیری سیاسی " وانمودمی کنند و هنر آرمان خواه را "هنرآلوده به سیاست " می خوانند. اینان که اگر چه مدح خودشان را نه آلودگی به سیاست بلکه "ستایش حقیقت " به حساب می آورند، در همان حال برآنند که هنر را جز خلق زیبائی حتا تا فراسوهای "زیبائی محض " وظیفه یی نیست . من هواخواه آن گونه هنرنیستیم و هر چند همیشه اتفاق می افتد که در برابر پرده یی نقاشی تجریدی یا قطعه یی "شعرمحض فاقدهدف " از ته دل به مهارت و خلاقیت آفریننده اش درود بفرستم ، بی گمان ازاین که چرا فریادی چنین رسا تنها به نمایش قدرت حنجره پرداخته و کسانی چون من نیازمند به همدردی را در برابر خود از یاد برده است دریغ خورده ام .
سکوت آب
می تواند
خشکی باشد وفریاد عطش؛
سکوت گندم
می تواند
گرسنگی باشد وغریو پیروزمندانه ی قحط؛
همچنان که سکوت آفتاب
ظلمات است
اما سکوت آدمی فقدان جهان و خداست؛
غریو را
تصویرکن !
هنرمندی که می تواند با گردش و چرخش جادویی قلمش چیزی بگوید که ما مردم فریب خورنده ی چپاول و قربانی شونده یی که بی هیچ تعارف "انسان جنوبی " مان می خوانند به حقایقی پی بریم : هنرمندی که می تواند از طریق هنرش به ما مردمی که در انتقال از امروز به فردای خود حرکتی در جهت فروترشدن می کنیم و متا سفانه از این حرکت نیز توهمی تقدیری داریم آگاهی بدهد چرا باید امکانی چنین شریف و والا را دست کم بگیرد؟ آخر نه مگر خود او هم قطره یی از همین اقیانوس است ؟ به قولی :"هنرمند این روزگار همچون هنرمند دوران امپراتوری رم جائی بر سکوهای گرداگرد میدان ننشسته است که خواه از سر همدردی و خواه از سر خصومت و خواه به مثابه یکی تماشاچی بی طرف ، صحنه ی دریده شدن فریب خوردگان را نقش کند. هنرمند روزگار ما بر هیچ سکویی ایمن نیست ، در هیچ میدانی ناظر مصون از تعرض قضایا نیست . او خود می تواند در هر لحظه هم شیر باشد هم قربانی ، زیرا در این روزگار همه چیزی گوش به فرمان جبر بی احساس و ترحمی است که سراسر جهان پهناور میدان کوچک تاخت و تاز او است و گنهکار و بی گناه و هواخواه و بی طرف نمی شناسد.
خبر کوتاه بود . فرامرز پایور درگذشت . سال سیاه موسیقی ایران یکی پس از دیگری به اندوخته های موسیقی ایرانی طمع می کند و چه غمگنانه در انتظار پایانش نشسته ایم . فرامرز پایور را هم چون مشکاتیان ها آنگونه که شایسته بود نفهمیدیم و چه آسان از دست دادیم . واپسین بازمانده های نسل طلایی موسیقی ایران در حجاب تلخ و نامیمون متولیان فرهنگی کشور از دست می روند و هرگز در جستجوی جانشینان خلف شان به جایی ره نمی بریم.
تنبور مست در گذشت استاد فرامرز پایور را به خانواده ایشان ٬ شاگردان و جامعه هنری ایران تسلیت عرض می کند .
۱ـ ۴۰ روز از درگذشت پرویز مشکاتیان گذشت و او هم مانند دیگر بزرگان موسیقی ایران به خاطره ها پیوست . ۴۰ روزی که پر بود از تسلیت و بزرگداشت و افسوس . عده ای هم به یاد استاد به فکر برگزاری کنسرت افتاده اند و ... . اما مشکاتیان هم مانند تجویدی و یاحقی و دیگران رفت و این واقعیت تلخی است که هرگز آنرا درک نکرده ایم . ای کاش در کنار بزرگداشت خاطره مشکاتیان ها به فکر ارج نهادن به زحمات اساتیدی باشیم که هنوز با ما هستند . پایور ها هنوز زنده اند .
۲ ـ رضا سقایی نامی جاودان در موسیقی لرستان دارد . مردی که در بستر بیماری است و مدت هاست که از صدای سحرانگیزش نوایی به گوش نمی رسد . او هم هنوز در میان ماست .
به یادشان هستیم .