تنبور مست

تنبور مست

تنبور مست وبلاگی است پیرامون موسیقی ملی و ساز باستانی تنبور
تنبور مست

تنبور مست

تنبور مست وبلاگی است پیرامون موسیقی ملی و ساز باستانی تنبور

پدری در محاق

سخن از نابودی سرزمین مادری مان سخت است. سخن از تاراج هویت ایرانی دردناک و غم انگیز است . سخن گفتن از کوروش ٬ از شاه شاهان . از پدر ایرانیان . پدری در محاق .  

هزاران سال زیر سنگ های گورت آرام بودی . می دانم . با تیره روزی فرزندانت گریه کردی و از رضایشان از سویدای جان خندیدی. هزاران سال شاهد اشک ها و خنده های ملت خلف و نا خلفی بودی که یا به مهر از دیدنت می گریستند یا به احترام کلاه از سر بر میگرفتند و یا بی تفاوت از کنار مزارت می گذشتند. اما خلف و نا خلف ٬ اگر گل به دست در آستانت سجده نمی کردند پتک به دست هم نبودند . قوم مغول را در حضورت یارای ایستادن نبود . 

چه شد ؟؟؟ 

سنگ مزارت را تکه تکه میبینم . منشور برابری و مساوات شما در سراسر جهان اندک آبروی به جا مانده از قوم آریاست . اما نام جبار بر تو نهادند . زمانی که در گستره جهان کاخ ها بر ستم بنا می شد و تن بی جان انسان ها در دیوار بناهای پادشاهان در ساروج گم می شد تو از حقوق انسان دم زدی . از ارج نهادن به مقام آدمی . از آزادی . نه تو جبار نبودی . تو نهایت پاکی و عدالت بودی .  

امروز پتک جهالت بر سنگ های گورت فرود می آید و ای کاش هرگز بینا نبودم تا شاید تکه تکه شدن آرامگاهت را نمی دیدم .   

بریده باد دست نامردمانی که برتاراج فرهنگ سرزمینم کمر بسته اند. 

 

گرچه تنبور مست از موسیقی ملی مان سخن می گوید اما : 

 من اینجا بس دلم تنگ است  

و 

هر سازی که میبینم بد آهنگ است ...

انسان جنوبی

آرمان هنر عروج انسان است . طبعا کسانی که جوامع بشری را خرافه پرست و زبون می خواهند تا گاو شیرده باقی بماند آرمان خواهی را "جهتگیری سیاسی " وانمودمی کنند و هنر آرمان خواه را "هنرآلوده به سیاست " می خوانند. اینان که اگر چه مدح خودشان را نه آلودگی به سیاست بلکه "ستایش حقیقت " به حساب می آورند، در همان حال برآنند که هنر را جز خلق زیبائی حتا تا فراسوهای "زیبائی محض " وظیفه یی نیست . من هواخواه آن گونه هنرنیستیم و هر چند همیشه اتفاق می افتد که در برابر پرده یی نقاشی تجریدی یا قطعه یی "شعرمحض فاقدهدف " از ته دل به مهارت و خلاقیت آفریننده اش درود بفرستم ، بی گمان ازاین که چرا فریادی چنین رسا تنها به نمایش قدرت حنجره پرداخته و کسانی چون من نیازمند به همدردی را در برابر خود از یاد برده است دریغ خورده ام . 

 سکوت آب
می تواند
خشکی باشد وفریاد عطش؛
سکوت گندم
می تواند
گرسنگی باشد وغریو پیروزمندانه ی قحط؛
همچنان که سکوت آفتاب
ظلمات است
اما سکوت آدمی فقدان جهان و خداست؛
غریو را
تصویرکن !


هنرمندی که می تواند با گردش و چرخش جادویی قلمش چیزی بگوید که ما مردم فریب خورنده ی چپاول و قربانی شونده یی که بی هیچ تعارف "انسان جنوبی " مان می خوانند به حقایقی پی بریم : هنرمندی که می تواند از طریق هنرش به ما مردمی که در انتقال از امروز به فردای خود حرکتی در جهت فروترشدن می کنیم و متا سفانه از این حرکت نیز توهمی تقدیری داریم آگاهی بدهد چرا باید امکانی چنین شریف و والا را دست کم بگیرد؟ آخر نه مگر خود او هم قطره یی از همین اقیانوس است ؟ به قولی :"هنرمند این روزگار همچون هنرمند دوران امپراتوری رم جائی بر سکوهای گرداگرد میدان ننشسته است که خواه از سر همدردی و خواه از سر خصومت و خواه به مثابه یکی تماشاچی بی طرف ، صحنه ی دریده شدن فریب خوردگان را نقش کند. هنرمند روزگار ما بر هیچ سکویی ایمن نیست ، در هیچ میدانی ناظر مصون از تعرض قضایا نیست . او خود می تواند در هر لحظه هم شیر باشد هم قربانی ، زیرا در این روزگار همه چیزی گوش به فرمان جبر بی احساس و ترحمی است که سراسر جهان پهناور میدان کوچک تاخت و تاز او است و گنهکار و بی گناه و هواخواه و بی طرف نمی شناسد.

نینوا با نی نوای علیزاده

۱ـ اجرای قطعه کلیدر از ساخته های محمد رضا درویشی از خبر های خوشحال کننده حوزه موسیقی در زمستان امسال است . همکاری حسین علیزاده  با محمد رضا درویشی اتفاقی خجسته در حوزه موسیقی ملی ایران محسوب می شود . اجرای قطعه خاطره انگیز نی نوا از ساخته های سالیان دور حسین علیزاده از نقاط برجسته ی این کنسرت خواهد بود . در این اجرا حسین علیزاده با همکاری مسعود شعاری و بهداد بابایی در کنار هنرمندان زهی ارکستر سمفونیک ناسیونال اکراین قطعه ترکمن را نیز می نوازند . همکاری حسین علیزاده با ژیوان گاسپاریان در شهریور ماه ۱۳۸۲ وی را تا یک قدمی کسب جایزه گرمی پیش برد . این دومین همکاری حسین علیزاده با هنرمندان سایر کشور ها در ایران طی چند سال گذشته خواهد بود . 

 ۲ ـ درگذشت هنرمند گرامی خانم خاطره پروانه بار دیگر جامعه موسیقی را در سوگ فرو برد . تنبور مست نیز درگذشت این هنرمند ارزشمند هنر ایرانی را به خانواده محترم ایشان و جامعه موسیقی ایران تسلیت عرض می کند .

بامداد خسته ٬ خسته تر از پیش در تاراج اموالش

به گزارش ایسنا سیاوش شاملو از تجدید مزایده اموال شاملو شاعر برجسته ایرانی خبر داد .  این مزایده به در خواست آیدا همسر احمد شاملو ۱۶ شهریور ماه برگزار می شود .  

بی کفایتی مسئولان فرهنگی ایران سبب شد بار دیگر شاهد تاراج بخشی از هویت فرهنگی سرزمین مان باشیم. بی شک نام احمد شاملو به عنوان سطر برجسته ای از تاریخ ادبیات این سرزمین در یاد و خاطره ایرانیان ثبت شده است و حراج اموال شاملو چیزی جز حراج فرهنگ و هنر  نیست. بازماندگان خلف و نا خلف بامداد ادبیات ایران اینک هریک به منافع خویش می اندیشند و آنچه در آینده در برابر دیدگان فرزندان ما خواهد بود نامی مبهم ازشاعری تاثیر گذار در ادبیات معاصر ایران خواهد بود و دیدگان پرسشگر آنان چیزی جز چند کتاب و دفتر شعر نخواهند یافت . 

جفا به  بامداد خسته ادبیات ما تنها در دوران حیات وی خلاصه نشد و حتی پس از مرگش سنگ قبر وی تنها سپری بود که جسم بی جانش را از ضربه های پتک جهالت محفوظ داشته است. حال همان جهالت در لباسی نو و در قالب دوستانش به نبرد با وی کمر بسته و در این میان متولیان فرهنگی کشوربا سکوتی مرگبار به تماشای حراج بخشی از فرهنگ ما نشسته اند .  

تاریخ گواه روشنی بر جاودانگی شاملو خواهد بود و خاطره اش تا جاودان جاویدان به نیکی در تکرار ادوار  داوری خواهد شد .

دستان و سخنان مردی که فرهنگ و هنر ایران را سه دهه عقب برد

۱ - کنسرت گروه موسیقی دستان در تهران رخدادی فرخنده بود که از ظهور و تکامل هنرمندی جوان  خبر میداد. همایون شجریان این بار به تنهایی بار آموخته های خود از استاد آواز ایران را به دوش کشید و نوید روزگاری پر فروغ را به هنردوستان ایرانی بخشید. بی شک نخستین حضور مستقل همایون شجریان در کنار هنرمندان برجسته ای چون اعضای گروه دستان در حوزه اجرا قابل ستایش است . در این میان کار گروه دستان در فراهم آوردن چنین مجالی ستودنی است .

۲ - کنسرت گروه دستان بار دیگر یاد آور این نکته بود که در کشور ما همچنان حاشیه بر متن برتری دارد .  پس از گذشت چندین روز از این اجرا همچنان شاهد بیان ماجرای قطع برق و اعتراض محمد رضا شجریان هستیم و خواسته یا ناخواسته از بررسی موشکافانه اجرای گروه کوتاهی می کنیم.هرچند که برای ماجرای قطع برق در مکانی چون تالار کشور در زمانی چنین حساس تعبیری شیوا تر از گفته استاد شجریان نمی یابیم. چه زمان فرهنگ و هنر ایران از وجود  شیطنت شیاطین رهایی می یابد سوالی است که ده ها سال است که پاسخی به خود ندیده است .

 

۳ - محمد حسین صفار هرندی در آخرین اظهار نظر خود پیرامون اوضاع فرهنگ و هنر کشور با افتخار از بازگشت آبرومندانه اوضاع به سال های آغازین انقلاب سخن گفت و رسالت حود در این وزارتخانه را جبران خسارت های ناشی از دولت گذشته قلمداد کرد .

اوضاع نابسامان فرهنگی و جو خفقان زده هنر در سال های نخست جمهوری اسلامی بر کسی پوشیده نیست . در حالی که از زمان تغییرات بنیادین در حکومت ایران دیر زمانی نگذشته بود و افراط و تفریط ها در هنگام بروز انقلاب از سوی بسیاری از انقلابیون امری غیر قابل انکار به نظر می رسید . حال در تابستان سال ۱۳۸۷ در حالی که سه ده از آن روزگار فاصله گرفته ایم و فرهنگ و هنر ایران همواره در معرض  تغییرات بنیادین بوده و سیاسیت های جناحی و باید و نباید های فقهی همواره راه را بر آرامش این حوزه سد کرده است وزیر فرهنگ ایران از بازگشت به گذشته با افتخار یاد می کند و اندک جنبش فرهنگی ایران در دوران وزارت آقای مهاجرانی را به باد انتقاد می گیرد . با پیشینه کاری جناب صفار سوال اینجاست که چگونه ایشان در این مدت روحیه خشن نظامی گری خود را با حال و هوای پر مهر هنر و هنرمند همراه و همگام ساختند . اکنون باید برای جامعه فرهنگ و هنر ایران طلب صبر کرد .