تنبور مست

تنبور مست

تنبور مست وبلاگی است پیرامون موسیقی ملی و ساز باستانی تنبور
تنبور مست

تنبور مست

تنبور مست وبلاگی است پیرامون موسیقی ملی و ساز باستانی تنبور

کنسرت شجریان و سوله ای که تالار شد

کنسرت استاد شجریان و گروه آوا گرچه این بار همانگ تر از گذشته اما همچنان با کاستی هایی برگزار شد .

پس از بار ها آزمون و خطا در نحوه ارائه بلیط این بار با هماهنگی قابل ستایشی شاهد ارائه بلیط بودیم .

اجرای کنسرت در یک سوله که فاقد امکانات اولیه اجرای موسیقی است از استاد ریز بینی چون شجریان بعید بود . نحوه چینش صندلی ها در سالن اجرای کنسرت نیز به شکلی بود که بسیاری از علاقه مندان به دنبال رخنه ای در میان انبوه افراد ردیف های جلو بودند تا شاید برای لحظاتی چهره مرد مورد علاقه شان را ببینند . تلاشی که برای بسیاری تا پایان اجرا به ثمر ننشست وبه اجبار تنها به تک مونیتور سالن قناعت کردند .

قطعات اجرا شده نیز همانگونه که پیشتر اعلام شده بود تکرار کنسرت مرداد ماه تهران بود که غالبا در آلبوم غوغای عشق بازان ارائه شده است . اجرای تصنیف خاطره انگیز سرو چمان برای دقایقی آثار برجسته شجریان را در سال های نه چندان دور تداعی کرد . مرغ سحر هم که مدتی است یک پای ثابت کنسرت های استاد است با درخواست های مکرر حاضران اجرا شد .  

***

عکس از خبرگزاری ایسنا

چند جمله پیرامون جشن خانه موسیقی

جشن خانه موسیقی در حالی برگزار شد که حضور موسیقیدانان برجسته کشورمان در کنار هم خود رویدادی خجسته به شمار می آمد . به خصوص همراهی محمد رضا شجریان و پرویز مشکاتیان جالب توجه بود و سخنان استاد آواز در ستایش مشکاتیان نقطه ی پایانی بود بر سال ها جدایی این دو هنرمند.

دکتر جلالی از مولانا می گفت . مجری برنامه تنها هشت دقیقه به او اختصاص داد اما وی نیم ساعتی از موسیقی و مولانا سخن گفت . افسوس که حاضران همراه نبودند . حالا می فهمم که چرا ترک ها مولانا را از خود می دانند و روز و به روز هم بر هدف خویش مصمم تر می شوند .

حسین علیزاده و شورانگیز . تک نوازی اش چون همیشه شور انگیز بود .

تیتر یکی دو روزنامه و سخنان نوربخش پیرامون احتمال برنامه های بداهه در مراسم کافی بود تا خطر وجود صندلی های خالی تالار کشور را از بین ببرد . خیلی آمده بودند تا هنرنمایی و شجریان و مشکاتیان را پس از سال ها ببینند . معامله خوبی به نظر می رسید . یک تیتر جذاب برای صفحه اول روزنامه و در مقابل فروش صندلی های تالار کشور .بسیاری که با بلیط وارد سالن شدند ترجیح می دادند قبل از بروشور چیپس و پفک تهیه کنند . با شنیدن لقب شوالیه پیش از نام شهرام ناظری صدای شیهه اسب از یک سوی تالار بلند شد . ما کجای کاریم؟ ای کاش مراسم در همان تالار وحدت بود . شاید علیزاده ها چون سال پیش دقایقی را پشت در می ماندند اما اکنون به حال موسیقی و دوستدارانش افسوس نمی خوردیم .

با این همه از اینکه یک روز را به موسیقی اختصاص داده ایم و تلاش می کنیم به موسیقیدانان خود فکر کنیم و از آنها تجلیل کنیم خوشحالیم . به امید برپایی باشکوه تر این مراسم در سال های آینده .

***

عکس از خبرگزاری مهر

هنر و فرهنگ در محاق کیهان

 از مصاحبه محمد رضا لطفی با نشریه کیهان فرهنگی همان اندازه تعجب کردم که سال هاست از لقب فرهنگ بر نام کیهان در حیرتم . باز هم تکرار تلخ خودبزرگ بینی های بیهوده و منم منم های تلخ استاد . درک نادرست جناب لطفی از اوضاع و احوال جامعه موسیقی در طی سال های غیبت ایشان ظاهرا نقطه پایانی ندارد و کم کم توجیه سخنان دور از انصاف جناب لطفی برای هواداران متعصبش نیز دشوار می شود .براستی پدر خوانده های موسیقی ایران چه زمان به این نتیجه تلخ  خواهد رسید که این فرزند بیگناه از دست این همه قیم در غذاب است . پدرانی که تنها به دنبال نام ها در موسیقی هستند بیش از هر بیگانه ای بر پیکره نحیف موسیقی کشورمان ضربه وارد می کنند .

***

برگزاری کنسرت محمد رضا شجریان و گروه آوا در شهرستان ها هم از رخداد های خجسته موسیقی ایران است . امید که دست اندرکاران برگزاری این کنسرت ها از تجربه های ناموفق گذشته استفاده کنند و سرنوشت بلیط فروشی این بار نیز به شکل چند اجرای گذشته در نیاید . گرچه استفاده از تکنولوژی  روز دیر یا زود باید در کشور ما نیز متداول شود اما توجه به توانایی ها و زیر ساخت های مناسب در این کار از اهمیت بالایی برخوردار است . فرصت مناسب باقی مانده این مجال را به تیم اجرایی این کنسرت می دهد تا با توجه به واقعیت ها و ظرفیت های فضای مجازی کشورمان کم خطر ترین روش برای فروش بلیط انتخاب کنند .

ظلمات مطلق نابینایی

پنجمین سنگ مزارت تا به کی از ضربه های پتک جهالت در امان است . آی بامداد خسته.. بامداد خسته ...

علیزاده . آرام و پرشور

دومین شب از اجرای گروه هم آوایان به سرپرستی حسین علیزاده در حالی برگزار شد که شاهد اتفاقی مبارک در خانواده موسیقی ملی بودیم .  محمد رضا شجریان و پرویز مشکاتیان در کنار هم در تالار حضور یافتند و تا پایان برنامه دوشادوش هم به هنرنمایی علیزاده و هم راهانش گوش سپردند . بداهه نوازی های دل نواز علیزاده بار دیگر ما را بر نکته یاد آور شد که می توان بدور از هیاهو و جنجال تنها به موسیقی اندیشید و بسیاری را بدون تبلیغات خیره کننده به سالن های موسیقی کشاند .

صدای زیبای افسانه رثایی چیزی جز تاسف را نصیب شنوندگان نمی کرد .صدایی که در حجاب خوانندگان مرد گروه پنهان ماند و هر از گاهی که مجال خود نمایی می یافت دل هر صاحب ذوقی را بدست می آورد .

علیزاده در کنسرت موفق خود ثابت کرد که می توان ایده ال ماند بدون به چالش کشیدن سایر هنرمندان . بی شک جامعه داور منصفی برای ارزش اخلاق و هنر موسیقیدانان خواهد بود .