تنبور مست

تنبور مست

تنبور مست وبلاگی است پیرامون موسیقی ملی و ساز باستانی تنبور
تنبور مست

تنبور مست

تنبور مست وبلاگی است پیرامون موسیقی ملی و ساز باستانی تنبور

بررسی حضور ساز تنبور در سایر کشور های جهان

تنبور مست برای شناسایی بیشتر ساز تنبور قصد دارد به بررسی سابقه حضور این ساز در نواحی مختلف ایران و سایر کشور های جهان بپردازد . از دیدگاه نویسنده منبع کامل و جامع بررسی این ساز در حال حاضر رساله ی استاد مرحوم سید خلیل عالی نژاد است که به صورت کتابی با عنوان تنبور از دیرباز تا کنون به چاپ رسیده است . از آنجایی که شاید بسیاری از یاران امکان مطاله ی این کتاب را  نداشته باشند مطالبی چند را از این رساله انتخاب کرده ام که طی امروز و زوزهای آینده در اختیار دوستان عزیز قرار میدهم .

یاد و خاطره ی استاد سید خلیل عالی نژاد شهید را حق را گرامی میداریم و به یک بیت از این نوازنده ی چیره دست تنبور بسنده میکنیم که :

عاشقی در خون خود غلطیدن است       زیر شمشیر غمش رقصیدن است

با نگاهی به مقالات و کتبی که در مورد موسیقی ملل جهان نگارش یافته می توان دریافت که تنبور در بیشتر سرزمینها به نوعی حضور دارد . البته نهایتا پیداست که تنبور به هر کجا که رفته اصل آن از ایران است .

در این قسمت با مرور بر آثار معتبری که در خصوص موسیقی اقوام گوناگون نوشته شده حضور تنبور را در کشور های دیگر جهان مطالعه می نماییم .

تنبور در هند :

متداولترین ساز زهی در هند تنبور است . این ساز در همه جا دیده می شود کاسه ی آن را از چوب یا کدو می سازند . چهار تار دارد که سه تای اول فولادی و چهارمی از برنج است . علاوه بر تارهای اصلی رشته های کوچکی از ابریشم بین خرک و تارها بسته اند که به طنین آن کمک می کند . برای نواختن سر ساز را روی شانه می گذارند و با انگشتان دست چپ تار ها را میکشند .

این ساز به صورت دست باز نواخته می شود (یعنی فاقد دستان است) و همیشه برای همراهی آواز به کار میرود .

در قسمت های جنوبی هند سازی وجود دارد موسوم به تنبور که دارای چهار تار است و فاقد دستان است و دارای خرکی از جنس عاج است که جای آن قابل تغییر است .

تنبور در آفریقا:

در شمال آفریقا نوعی تنبور سه سیم با کاسه ای کوچک و دسته ای باریک و بلند وجود دارد که آنرا با سر انگشت می نوازند .

تنبور در چین:

تنبور زمانی که به چین راه یافت تنپولا نامیده شد . نوعی دیگر از آن که به پیپا موسوم است دارای کاسه ی کوچک است که بر روی صفحه و دسته دارای پرده هایی از جنس ابریشم می باشد . ایت تنبور دارای چهار رشته ی تار است و گوشیهایش در دو طرف آن قرار دارند . قدمت آن  به دو هزار سال می رسد . بیوا تنبور دیگری است که تکامل یافته ی پیپا می باشد . اقسام تنبور چهار تار در چین بیشتر متداول است .

تنبور در مصر و سوریه:

نوعی از تنبور که دارای کاسه ای بیضی شکل میباشد در مصر و سوریه رواج دارد . در سوریه تنبور را بوزوک یا بزق می نامند .

تنبور در منطقه بالکان :

تنها ساز اسلاو های جنوبی که در قرن نوزدهم میلادی رواج بسیار یافت تنبور میباشد . این ساز ظاهرا از ایران به ترکیه برده شد و در دوره ی تسلط ترکان بر اروپای مرکزی به آن دیار راه یافته است . این تنبور کاسه یطنینی کم حجم و دسته بلندی دارد و معمولا دارای چهار سیم است . این سیم ها بوسیله ی مضراب یا زخمه به ارتعاش در می آید و از آن صدای مطبوع و لطیفی شنیده می شود .

اسلاو ها در حدود سال ۱۸۵۰ تنبور را به عنوان ساز ملی خود انتخاب کردند و از آن به بعد روز به روز بر علاقمندان این ساز افزوده شد .

ادامه دارد ...

انتقاد ؛ قطعه پایانی کنسرت گروه خورشید

آخرین شب از کنسرت گروه خورشید با انتقاد صریح مجید درخشانی از عوامل برگزاری برنامه به پایان رسید .

کنسرت گروه موسیقی خورشید به سرپرستی مجید درخشانی و خوانندگی محمد معتمدی پس از سه شب اجرا از تاریخ 12 مرداد ماه شب گذشته به پایان رسید . بخش اول این کنسرت که با 20 دقیقه تاخیر آغاز شد به اجرای قطعاتی در دستگاه نوا اختصاص داشت . مقدمه نوا، نغمه ، چهارمضراب ، آواز نوا همراه باگروه نوازی ، تصنیف سرو خرامان با شعر مولانا، کرشمه ، خروش و تصنیف سحرگه با شعری از حافظ قطعاتی بودند که در قسمت اول این کنسرت اجرا شدند. بخش دوم برنامه در دستگاه چهارگاه آغازشد . در این قسمت قطعه زنگ شتر به همراه آواز و تصنیف "مهرویان" از ساخته های مجید درخشانی بر روی شعری از حافظ به اجرا در آمد . دومین بخش این قسمت به اجرای قطعاتی در دستگاه بیات ترک تعلق داشت . در این بخش ابتدا تصنیف "عشق خدایی" با شعری از مولانا و سپس چهار مضراب شکسته به همراه آواز اجرا شد که شعر آواز از سعدی بود . "تصنیف از بودن و سرودن" بر روی شعری از شفیعی کدکنی آخرین قطعه ای بود که در این قسمت اجرا شد . این تصنیف پیش از این با صدای علیرضا قربانی و در جشنواره فجر اجرا شده بود . تشویق و استقبال مردم باعث شد گروه مجددا به صحنه برگردند و تصنیف به یاد ماندنی "در خیال" را اجرا کنند و مردم را برای لحظاتی چند به سال های خوب موسیقی ایرانی ببرند . اما در پایان و پس از اجرای "درخیال" مجید درخشانی از عملکرد مسئولان فرهنگسرای هنر به انتقاد پرداخت . بخش عمده ای ازانتقادات وی به بی مسئولیتی، تبلیغ نکردن برای کنسرت و بی برنامگی در اجراهای سالن باز می گشت. از نکات جالب توجه در این کنسرت حضور مجید درخشانی تا دقایقی قبل ازشروع در راهروهای فرهنگسرای هنر بود . جواد بطحایی نوازنده سنتور و حسام اینانلو نوازنده کمانچه به دلیل برخی مشغله های کاری دراجرای این کنسرت حضور نداشتند اما در بروشور و در پایان کنسرت مدیر گروه با اهدای دسته گل به آنها تشکر کرد . گروه 30 نفره خورشید در اواخز سال 1383 و پس از بازگشت مجید درخشانی به ایران تاسیس شد و تا به امروزکنسرت های مختلفی در تهران و شهرستان ها برگزار کرده است .


سوء استفاده از آثار هنری ، انگیزه ها را زایل می کند

بهنام سامانی در گفت و گو با سایت هنرموسیقی اعلام کرد : تقلب و تکثیر غیرمجاز آثار هنری انگیزه هنرمندان را برای تلاش بیشتر زایل می کند .

وی که برای اجرای کنسرت به همراه گروه دستان چندی پیش به ایران امده بود گفت : من پس از چند سال تلاش و صرف هزینه ، موفق شدم ساز جدیدی به نام اودو – ضربانگ را با همکاری یکی از شرکت های سازنده آلات موسیقی در آلمان به جامعه هنری تقدیم کنم ولی متاسفانه هنوز یک سال از ثبت آن نگذشته است که می بینم یکی از هموطنان من در ایران نمونه های بدلی آن را تولید کرده و حتی به نام خودش به ایرانیان داخل کشور شناسانده است . سامانی با اشاره به اینکه در کشور ما هیچ راهکار قانونی برای جلوگیری از سرقت های هنری وجود ندارد افزود : اگر در آلمان شخصی مبادرت به چنین کاری بکند ، بلافاصله با جرایم سنگین روبرو خواهد شد به طوری که دیگران حتی حاضر به خرید نمونه های بدلی او نخواهند شد . بهنام سامانی همچنین اظهار تاسف کرد که : با این کارها حق من به عنوان طراح ساز پایمال می شود و در عین حال ساز بی کیفیتی هم در اختیار علاقه مندان ایرانی قرار می گیرد و ای کاش حداقل سوء استفاده کنندگان کارشان دارای کیفیتی قابل قبول بود .

مطلب فوق را از سایت هنر و موسیقی به امانت گرفتم.

بزرگداشت درویش خان برگزار می‌شود

بزرگداشت "درویش خان" اواخر شهریورماه درکاخ نیاوران یا تالار وحدت، با بازسازی آثاری از این استاد موسیقی ایرانی برگزار می‌شود

 بازسازی آثار قدما یکی از برنامه‌های مجید درخشانی رهبر گروه موسیقی "خورشید" است و درهمین‌راستا، درخشانی به همراه گروه‌اش بازسازی آثار "درویش خان" را آغاز کرده است در قالب این برنامه قراراست از تصنیف‌های ساخته شده توسط درخشانی برای "درویش خان" و براساس تصنیف‌های ماندگار"درویش خان" استفاده شود و بازسازی‌هایی نیز روی برخی قسمت‌های آن صورت گرفته است. همچنین "گروه خورشید" قراراست در هر اجرا یک بخش را به بزرگان موسیقی ایران اختصاص دهد.

بنا براین گزارش، نزدیک به هشتاد سال از مرگ "درویش خان" استاد تار ایران مى‌گذرد، استادی که ساز ایرانى‌ " تار" با نام او گره خورده است ، گویى‌ هرگاه نام درویش خان به زبان آید ناخواسته تصویر و نام تار در ذهن زنده مى‌شود و برغم گذشت بیش هفت دهه از مرگش هنوز رنگ‌ها و پیش درآمدهایش در ارکسترها نواخته و درکلاس هاى‌ موسیقى‌ تدریس مى‌شود. او در یکى‌ از خانواده‌هاى‌ متوسط تهران متولد شد، پدرش "حاجى‌ بشیر" اهل طالقان بود و به موسیقى‌ آشنایى‌ داشت و پسرش (غلامحسین ) را جهت فراگیرى‌ این هنر به دسته موزیک دارالفنون سپرد. غلامحسین به فراگیرى‌ خط موسیقى‌ و نواختن شیپور و طبل کوچک مشغول شد و از همان کودکى‌ دردسته موزیکچى‌هاى‌ ملیجک و کامران میرزا نواختن طبل کوچک و شیپور را عهده دار شد. پدر طبق عادت دوستان را با عنوان "درویش" خطاب مى‌کرد و فرزند خود را نیز با همین عنوان فرا مى‌خواند تا اینکه واژه "درویش خان" برسر زبان‌ها افتاد و مکمل نام این هنرمند شد. وى‌ پس از یک دوره کوتاه آموزش سه تار نزد پدر به مجلس درس بزرگترین نوازنده تار آن زمان "آقامیرزا حسینقلى‌" راه یافت و بهترین شاگرد وى‌ شد.

در آن زمان اغلب هنرمندان براى‌ حفظ موقعیت اجتماعى‌ و تامین معیشت خویش ، دربار سلاطین و امرا را پایگاه خود قرار مى‌دادند، درویش نیز پس از اینکه با رجال، موسیقى‌ دانان و هنر دوستان آن زمان آشنا شد به دربار"شعاع السطنه " (پسرمظفرالدین شاه) راه یافت و جزو نوازندگان مخصوص وى‌ شد. عایدات درویش خان کفاف مخارخ او را نمى‌کرد لذا دعوت دیگر بزرگان را نیز براى‌ نوازندگى‌ قبول مى‌کرد. این موضوع به گوش شعاع السلطنه رسید و از این که نوازنده مخصوص او در مجالس دیگران ساز مى‌زند، بسختى‌ برآشفت و دستور داد تا انگشتان درویش خان را قطع کنند ولى‌ با وساطت "کمال السلطنه"(پدر ابوالحسن صبا) از اجراى‌ این فرمان جلوگیرى‌ شد.

درویش خان پس از مدتى‌ از شعاع السلطنه خواست تا کناره گیریش را از دربار بپذیرد که این درخواست با مخالفت شدید و خشمگنانه شاهزاده روبه رو شد، لذا او از بیم جان خود به سفارت انگلستان پناه برد. شخصیت متین و هنر والاى‌ درویش خان موجب شد تا سفیرانگلستان توسط نامه‌اى‌ به شاهزاده مستبد درخواست آزادى‌ وى‌ را بدهد، شاهزاده نیز پذیرفت و این هنرمند پس از آن بااشتیاق و علاقه بیشترى‌ به تدریس پرداخت. او پله شهرت و رشد را بسرعت طى‌ کرد و پس از "آقا میرزا حسینقلى‌ خان" و "میرزا عبدالله " به عنوان مشهورترین نوازنده شناخته شد و در نزد اهل فن به موقعیت خاصى‌ دست یافت.

مرحوم درویش خان در بین نوازندگان عصرخود از خصوصیات اخلاقى‌ والایى‌ برخوردار بود و شخصیت همکارانش را بسیارگرامى‌ مى‌داشت و با رفتار خودآبروى‌ ازدست رفته موسیقى‌ را احیا مى‌کرد. وى‌ اولین کلاس موسیقى‌ را براى‌ بانوان دایر کرد که خواهرش درآن جا تعلیم تار را بر عهده داشت. درویش در حالى‌ که خود درتنگدستى‌ و سختى‌ زندگى‌ مى‌کرد، عایدات کنسرت‌هاى‌ را به مردم مصیبت زده و مستمندان مانند قحطى‌ زدگان روسیه ، ایتام بى‌بضاعت ، بازماندگان حریق بازار تهران و غیره اختصاص مى‌داد و حتى‌ در اواخر عمر، خانه مسکونى‌ خود را براى‌ کمک به مردم به فروش رساند. او شاگردانى‌ را تربیت کرد که خود سرآمد روزگار شدند که از آن جمله مى‌توان از " ابوالحسن صبا"، "مرتضى‌ نى‌ داوود"، "موسى‌ معروفى‌"، نام برد. این استاد فقید آخرین بازمانده از نسل قدیم موسیقى‌ سنتى‌ ایران بود که از غریزه قوى‌ و درک عمیقى‌ برخوردار بود وتوانست با شناخت ویژگى‌هاى‌ موسیقى‌ سنتى‌ آن را حیاتى‌ تازه بدهد. "حبیب الله نصیرى‌"درکتاب "مردان نوین موسیقى‌ ایران "مى‌ نویسد: « باید توجه داشت که در آن زمان موسیقى‌ تنها در انحصار دربار سلاطین و امرا بود و استادان به نام به اجبار، زاده و پرورده همین دستگاه‌ها بودند. دربار قاجاربه آنها اجازه نمى‌داد که با مردم ارتباطى‌ در جهت ارائه و آموزش موسیقى‌ داشته باشند، ولى‌ درویش خان با کمک دوستانش و اجراى‌ کنسرت‌هاى‌ جمعى‌، موسیقى‌ را به میان توده مردم برد و در کلاس خود به احوال شاگردان با استعداد و مستمند رسیدگى‌ مى‌کرد.»

وى‌ اضافه کرد: « رنگ‌هاى‌ درویش خان نسبت به قدما از بسط بیشترى‌ برخوردار و از لحاظ ابتکار نیز در حیطه موسیقى‌ سنتى‌ جالب توجه است. نمونه آن ، رنگ افشارى‌ است که ابتدا از ریتم سنگین شروع سپس متوسط و درپایان تند مى‌شود. از او به جز پیش درآمدها، تصنیف‌ها و رنگ‌هایى‌در صفحات قدیم موجود است که با شنیدن آن مى‌توان موقعیت والاى‌ این هنرمند را به عنوان یک نوازنده چیره دست و پراحساس و مبتکر در موسیقى‌ سنتى‌ ایران درک کرد.»

درویش خان با موسیقى‌ اروپایى‌ نیز آشنایى‌ داشت و قطعات اروپایى‌ را به سهولت مى‌نواخت که ساخت چند قطعه فانتزى‌ و متفرقه توسط وى‌ دلیل این مدعا است.

از آثاردرویش خان مى‌توان به "پیش درآمدهاى‌ ماهور"، "ابوعطا"، "سه گاه" ، "شوشترى‌"، "افشارى‌" و راک و تصنیف ماهور با شعر(دائم مه من برمن دلریش کند ناز)، تصنیف افشارى‌ با شعر (باد خزان وزان شد)، ابوعطا با شعر (بهار دلکش رسید)، ماهور با شعر (زمن نگارم خبر ندارد)، تصنیف سه گاه با شعر (صبح دم ز مشرق طلوعى‌ در جهان کن) نام برد. سه گاه با شعر (عروس گل از باد صبا) و رنگ‌هاى‌ ماهور، ابوعطا، سه گاه ، شوشترى‌، همایون ، افشارى‌ و اصفهان از دیگر آثار "درویش خان" است.

زمانی شیرازه مملکتی به هم می‌‏ریزد که ناکاردانان ، مسوول باشند.

پرویز مشکاتیان نوازنده سنتور و آهنگساز ، ضمن نقد مباحث مرتبط با ارزشیابی و ممیزی در حوزه موسیقی ، به گفته ای از افلاطون اشاره می‌‏کند و می‌‏گوید : " زمانی شیرازه مملکتی به هم می‌‏ریزد که ناکاردانان ، مسوول گمارده می شوند.

وی در خصوص تخریب های هنری به خصوص در حوزه موسیقی گفت : اگر سوال به این صورت طرح می شد که قانون های حاکم بر موسیقی سلیقه ای هستند یا جریانی ؟ باید بگویم که خود سوال ، سوال برانگیز است و در ادبیات ما نیز کاربرد گسترده ای را دارا است ، مثلا آن که " سکوت علامت رضاست."
مشکاتیان در ادامه افزود : اگر حتی تخریب های هنری ، خصوصا در حوزه موسیقی را سلیقه ای هم بپنداریم ، مدیریت کارآمد اگر نگاه مثبتی به موسیقی داشته باشد ، سکوت نمی کند و سکوت زمانی ممکن می شود که مدیریت کلان از بالا تا پایین به یک نگاه ، به جریانی بنگرد.
این آهنگساز فعال عرصه موسیقی درادامه تصریح کرد : برای من در این راستا یک سوال همیشه مطرح بوده که چرا یکی از مدیران موسیقی این مملکت از موسیقی به هیچ روی بهره ای ندارد . اگر با این سوال بخواهیم ، جواب افلاطون را بدهیم ، طرف دوم معادله این می شود که در واقع می خواهیم ، شیرازه موسیقی از هم پاشیده شود.

***

و اما اینکه وضعیت جسمانی استاد " احمد ابراهیمی " ، آوازه خوان که از روز سه شنبه گذشته به علت عارضه قلبی در بیمارستان بستری شده بود ، بهتر شده و وی ، صبح امروز با تجویز پزشک از بیمارستان مرخص گردید. تنبور مست برای تمامی اصحاب هنر این مرز و بوم آرزوی سلامت و طول عمر دارد .