تنبور مست

تنبور مست

تنبور مست وبلاگی است پیرامون موسیقی ملی و ساز باستانی تنبور
تنبور مست

تنبور مست

تنبور مست وبلاگی است پیرامون موسیقی ملی و ساز باستانی تنبور

سالروز شهادت سید خلیل عالی نژاد

دوستان عزیز امروز ۲۷ ابان ماه در شهر صحنه و بر مزار استاد سید خلیل عالی نژاد دوستدارانش بار دیگر در سوگ پیر خود خواهند نشست . گرچه سالروز شهادت استاد در ۲۸ آبان ماه بود اما امسال این مراسم به دلایلی در روز جمعه ۲۷ آبان ماه بر گزار میشود . افسوس که امسال افتخار شرکت در این مراسم را به دست نیاوردم و نتوانستم بر مزار آن استاد بی بدیل طواف کنم . در روز های آینده از او بیشتر خواهم گفت و سعی میکنم از چگونگی مراسم امسال نیز برای شما مطالبی بنویسم .

خوشا آنان که با غزت ز گیتی        بساط خویش بر چیدند و رفتند

نگر دیدند هرگز گرد باطل               حقیقت را پسندیدند و رفتند

خوشا آنان که بار دوستی را           کشیدند و نرنجیدند و رفتند

خوشا آنان که با اخلاص و ایمان       حریم دوست بوسیدند و رفتند

خوشا آنان که در مقیاس وجدان       حساب خویش سنجیدند و رفتند

ز کالاهای این آشفته بازار                محبت را پسندیدند و رفتند

خوشا آنان که در این صفحه ی خاک            چو خورشیدی درخشیدند و رفتند

جز نور علی نیست اگر درک بود                  با غیر علی کی ام سر وحی بود

گویند دم مرگ علی را بینیم                       ای کاش که هر دمم دم مرگ بود

در مسلخ عشق جز نکو را نکشند .

مطلب زیر را از روزنامه ی شرق به امانت گرفتم

154239.jpg
چهار سال از مرگ سیدخلیل عالى نژاد نوازنده چیره دست تنبور گذشت و روز جمعه ۲۷ آبان ساعت ۱۵ تا ۱۷ گروه هاى مختلف بر سر مزارش در «صحنه» کرمانشاه به اجراى برنامه خواهند پرداخت. اعضاى «بابا طاهر» گروهى که او به وجود آورد و حالا در نقاط مختلف کشور پراکنده هستند، در این روز دور هم جمع مى شوند علاوه بر اینکه گروه سیدامرالله نیز در این مراسم حضور خواهد داشت. سیدخلیل متولد ۱۳۳۶ صحنه کرمانشاه بود و به تشویق مادرش نواختن ساز تنبور را نزد سیدنادر طاهرى، سیدامرالله شاه ابراهیمى و خادمى آموخت. مدتى با گروه سیدامرالله همکارى کرد و بعد از آن به گروه تنبور شمس پیوست و در دهه ۶۰ گروه باباطاهر را تاسیس کرد. از آثار سیدخلیل در طول دوران فعالیت هنرى اش مى توان به «شکرانه»، «سماع  سرمستان»، «ثناى على»، «آئین مستان» و «صداى سخن عشق» اشاره کرد. سیدخلیل سال ها براى جمع آورى رپرتوار از یادرفته مکتب هاى نوازندگى تنبور، مقام هاى موسیقى کرمانشاهان و کردستان به جست وجو و ثبت آنچه باقى مانده بود پرداخت. همچنین آشنایى اش با رسالات کردى او را به سمت مقایسه تطبیقى برخى نسخ درباره دغدغه هاى آئینى اش پیش برد. انطباق نسخ نامه «سرانجام» که از متون کهن کردى است. همچنین احیاى «تقویم کردى سلطانى».او سرانجام در آبان ۱۳۸۰ در سوئد و به دلایلى نامعلوم به قتل رسید و در زادگاه خود روستاى صحنه دفن شد.

شجریان: تحریم رادیو و تلویزیون تا روز قیامت ادامه دارد!

شامگاه جمعه گذشته محمدرضا شجریان همراه با هنرمندان حسین علیزاده،‌ کیهان کلهر و همایون شجریان در مرکز فیلارمونی شهر کلن‌ در برابر بیش از یکهزار تن از مشتاقان موسیقی به اجرای قطعات موسیقی آوازی ایران پرداختند.شجریان در پایان این کنسرت در گفتگویى با صداى آلمان از این برنامه‌ها، برپایی کنسرت در تهران، و بالاخره آخرین سی.دی ایشان بنام «فریاد» سخن گفت.


صداى آلمان: آقای محمدرضا شجریان، بسیار خوشحالم که باز در خدمت شما هستم. در آغاز خیلی خوشحال می‌شوم راجع به این سلسله از برنامه‌هایتان که بگویید چه جوری شروع شد، الان در چه مرحله‌ای ست و چگونه خاتمه پیدا می‌کند؟


محمدرضا شجریان: برنامه‌ی ما از بارسلون شروع شد. دو شب در لندن کنسرت داشتیم، بعد در استکهلم بودیم و چند برنامه‌ی دیگر هم داریم که یکی در شهر لوراخ  هست و بعد به آمستردام می‌رویم و بروکسل که جمعا ۴ برنامه هم آنجا داریم، و حدودا ۱۰ برنامه ما در این سفر داریم که اجرا کنیم. بعد برمی‌گردیم تهران که از ۸ آذرماه کنسرت‌های ما در تهران شروع می‌شود، در همان سالن وزارت کشور، که قبلا هم برای بم کنسرت داده بودیم،‌ شب کنسرت خواهیم داشت.


صداى آلمان: تا آنجایی که من یادم هست شما اعلام کرده بودید که دیگر در ایران کنسرتی اجرا نخواهد کرد. چطور باز دست به چنین کاری زدید؟ 


محمدرضا شجریان: آن بخاطر اعتراضی بود که بدون جهت کنسرت من را تعطیل می‌کردند و مزاحمت‌هایی ایجاد می‌کردند. اخیرا دیگر دوستان گفتند که خواهش می‌کنیم فعالیتی بکنید، شاید اذیت‌تان نکنند. ما هم گفتیم خیلی خوب، شروع می‌کنیم و اگر ببینیم دوباره اذیت و آزارها شروع شد، دوباره تعطیل‌اش می‌کنیم. فعلا که،‌ تا اینجا، برنامه احتمالا اجرا خواهد شد. بایست دید که شب قبل از کنسرت آیا دوباره کنسرت تعطیل می‌شود یا اجرا خواهد شد!


صداى آلمان: آقای شجریان، اگر موافق باشید می‌پردازیم به آخرین سی.دی شما، که نام این سی.دی «فریاد» است. در این سی.دی حال و هوای شعرها فرق می‌کند. مسایل اجتماعی مطرح شده است. البته در کارهای گذشته‌ی شما هم ما شاهد چنین حرکت‌هایی بودیم. چطور شد که اینبار بیشتر یا پررنگتر به مسایل اجتماعی پرداختید؟


محمدرضا شجریان: البته بیشتر از قبلی‌ها نیست،‌ ولی بهرحال شکل تصاعدی را، یک شکل به اصطلاح می‌گویند اوج گرفتن در اعتراضات است که ما اعتراض داریم بر همه چیز. هنر ذاتش اعتراض است. هنر برای مداحی نیست. هنر در وهله‌ی اول ذاتش اعتراض است، به روزگار، به معشوق، به هر چیزی که می‌خواهد و به آن نمی‌رسد اعتراض می‌کند، و گله می‌کند، و شکایت می‌کند. هنری که من ارائه کرده‌ام در این سالها همیشه در آن جنبه‌ی اعتراض بوده است. ما تعریف و توصیف را دراین چیزها حذف کرده‌ایم. البته گاهی اوقات بعضی از غزلها تعریف و توصیف از معشوق هست، ولی بیشتر جنبه‌ی اعتراض است. در «فریاد» هم،‌ ما آنموقع دیدیم که باید فریاد کرد دیگر. اختناق است و بایست فریاد کرد! و ما بازهم خواهیم گفت که بهرحال بایستی آزادی باشد، آزادی فکر و آزادی زندگی باشد برای هر کسی.


صداى آلمان: آقای شجریان شما چندسالی ست که دستگاه رادیو و تلویزیون را از پخش صدای خودتان بازداشته‌اید. پرسش من از شما اینست که آیا این تحریم همچنان ادامه دارد از سوی شما؟


محمدرضا شجریان: این تحریم تا روز قیامت ادامه دارد.


صداى آلمان: ولی صدای شما پخش می‌شود گاهگاهی!


محمدرضا شجریان: بدون اجازه است دیگر.   


صداى آلمان: آقای شجریان هر دولتی آمده سر کار در ایران، حال و هوای موسیقی هم عوض شده است. گاهی حتا جلوی آن را گرفته‌اند و شما و دیگر هنرمندان نتوانستید کنسرت بدهید و بعضی وقتها فضا بسیار باز شده و شما توانسته‌اید جولان بدهید. الان وضع موسیقی در مملکت چگونه است؟


محمدرضا شجریان: وضع موسیقی فرق چندانی نکرده که نگران بشوید. نه، جای نگرانی نیست. چرا؟ اگر شما توانستید جاذبه‌ی زمین را برای همیشه خنثی‌اش کنید و از دستش راحت بشوید، اینها هم می‌توانند از دست موسیقی راحت بشوند. نه! باید گفت که وقتی رهبر انقلاب، آقای خمینی تحریم را از موسیقی برمی‌دارد، پس می‌داند که موسیقی کاربرد دارد و نمی‌تواند موسیقی را از مردم بگیرد. وقتی ایشان تن به این می‌دهد که موسیقی بایست در جامعه باشد، دیگران هم نمی‌توانند جلوی موسیقی را بگیرند.


صداى آلمان: استاد شجریان از این مسایل که بگذریم، آنگونه که من کنسرتهای شما را پیگیری کرده‌ام، شما در کنسرت قبلی‌تان یک قطعه شعری از زنده یاد «اخوان ثالث» را بصورت آواز اجرا کردید و در جایی گفته بودید که در نظر دارید این قطعه شعر اجتماعی را به گونه‌ی دیگری ارائه بدهید. اگر ممکن است به جزییات بیشتری ازاین شعر بپردازید و بگویید که بالاخره چه بر سر این شعر آمد؟


محمدرضا شجریان: در کنسرت‌هایی که دیشب شما بخشی از آن را دیدید، در این کنسرت که ما قبلا  ۹ـ ۸ بار در آمریکا ارائه کردیم یک شعری از اخوان ثالث من داشتم که فقط آواز بود با کمانچه. ولی بعد که به آن گوش کردیم دیدیم که هنوز جا نیفتاده است. ما نمی‌بایست این شعر را اینطور نپخته ارائه بکنیم. این بود که ما از کنسرت این دفعه‌ی مان حذفش کردیم. و در کنسرت این دفعه آن اعتراضی که در «فریاد» و در «زمستان» هست و اینها، در این به چشم نمی‌خورد. ولی در لابه لای‌اش باز از آنگونه اعتراضاتی که بایستی به روزگار و معشوق و غیره بشود، در آن هست. فقط بخاطر اینکه آن شعری که من انتخاب کرده بودم هنوز جا نیفتاده و دلم نمی‌خواهد یک کاری که جا نیفتاده و نپخته است این را ارائه بکنم. می‌خواهم روی آن بیشتر فکر بکنم که در آینده اگر ارائه‌اش می‌کنم، یک کیفیت خوبی داشته باشد و خودم از آن ارائه راضی نبودم، و بعد از ۹ـ ۸ تا کنسرتی هم که در امریکا دادیم، به خودم گفتم کاش اینکار را نمی‌کردم و بهتر ارائه‌اش می‌کردم. اینست که در این برنامه حذفش کردم و صرفا پرداختیم به همان تصانیف قدیمی و دوتا تصنیف که آقای علیزاده ساخته‌اند که آنها باز خودش همان زبان اعتراض‌اش هست و زبان امید بخشیدن و امید دادن به مردم.


صداى آلمان: آقای شجریان با تشکر از شما بخاطر انجام این مصاحبه، آرزوی موفقیت و پیشرفت بیشتری برای شما و همینطور شاگردان شما دارم.

دمیدن در تن خسته شهر

این مطلب را از روزنامه ی شرق به امانت گرفتم.

 
153570.jpg

 این بار بهانه اى براى کنسرت استادان موسیقى ایران وجود ندارد. نه تکمیل پروژه باغ هنر بم، نه وقوع بلایاى طبیعى و غیرطبیعى، هیچ کدام دلیل ۴ شب اجراى محمدرضا و همایون شجریان، حسین علیزاده و کیهان کلهر نیستند. آنها بعد از سال ها امتناع از حضور در صحنه زنده موسیقى دوباره تمامى مشکلات اجراى زنده در ایران را به دست فراموشى سپرده اند و قصد دارند از ۸ تا ۱۱ آذر براى ۴ شب در مقابل ۱۲ هزار علاقه مند در تالار وزارت کشور قرار بگیرند. محمدرضا شجریان یک بار دیگر با خوش بینى به درخواست   هاى بسیار براى این برنامه پاسخ مثبت داده و گرفتارى هاى بعد از اجراى کنسرت همنوا با بم را فراموش کرده، همین طور این گفته خود را که: «در اینجا حتى در روزهاى بعد از کنسرت هم درگیر هستیم.» دلشکستگى هاى او، علیزاده و کلهر و موسیقیدانان دیگر که گوشه خلوت خود را به شرکت در محافل رسمى و هنرى ترجیح مى دهند خیلى زود براى خود و دوستدارانشان از یاد مى رود، وقتى پاى چیزهاى دیگر وسط بیاید: فاجعه اى مثل زلزله بم یا نه، حتى دلتنگى براى اجراى کنسرت در ایران. آن وقت است که از خبر برنامه استادان موسیقى متعجب مى شویم و هر لحظه تکذیب شدن آن را انتظار مى کشیم. براى اینکه هم ما و هم هنرمندان این طور عادت کرده ایم. گروه محمدرضا و همایون شجریان، حسین علیزاده و کیهان کلهر را به رسم دیگران، گروه استادان موسیقى مى نامیم، چرا که آنها هنوز بعد از گذشت بیش از سه سال همکارى با یکدیگر، برگزارى تورها و کنسرت هایى در کشورهاى مختلف هنوز بر خود نامى نگذاشته اند، شاید به این دلیل که همه فکر مى کردند این پروژه زودتر از حد انتظار به پایان مى  رسد، اما هنوز ادامه دارد. آن وقت است که قند در دل مان آب مى شود و به یاد فیلم «دو فیلم با یک بلیت» مى   افتیم. حالا با خرید یک بلیت مى  توانیم به آواز محمدرضا و همایون شجریان و نواى سازهاى حسین علیزاده و کیهان کلهر گوش بسپریم، اگر در سالن بزرگ وزارت کشور جاى خوبى براى نشستن پیدا کنیم و اگر سیستم صدابردارى نقص کمترى نسبت به گذشته داشته باشد. مجبور هستیم این کنسرت را کنسرت شجریان بنامیم به همان دلیل بى نامى گروه. اگرچه او خود راضى به این نامگذارى نیست: «در این چند سال همه گفتند شجریان. در حالى که ما چهار نفریم. من از علیزاده، کلهر و حتى همایون خجالت مى کشم چون حق آنها ضایع مى شود. هر وقت مى خواهید از گروه ما چیزى بنویسید، نام مرا آن وسط ها قرار دهید.» گروه استادان در حال حاضر مشغول برگزارى تور اروپایى خود هستند و دو روز قبل از کنسرت به تهران برمى گردند. رزرو بلیت که قیمت آن با درجه بندى بین ۸ تا ۲۰ هزار تومان است، فردا (چهارشنبه) در سایت دل آواز شروع مى شود. بلیت ها هم از روز شنبه از طریق شرکت دل آواز، کانون موسیقى عارف، گیشه تالار وحدت و احتمالاً خانه موسیقى به تدریج به فروش مى رسد. حمیدرضا نوربخش از شاگردان شجریان و مدیر اجرایى کنسرت مى گوید: «براى جلوگیرى از به وجود آمدن بازار سیاه روش خاصى براى فروش بلیت  ها در نظر گرفته شده که بر مبناى آن بلیت ها به تدریج فروخته مى شود و تا چند روز قبل از اجرا هم بلیت براى خرید وجود دارد.» او البته به درخواست مالى نیروى انتظامى براى حفظ امنیت تالار و جلوگیرى از ایجاد ترافیک هم اشاره مى  کند. پرداخت ۳۵ میلیون تومان براى چهار شب، چرا که قرار است ۵۰۰ نیروى فوق العاده امنیت و بار ترافیکى منطقه را کنترل کنند، اما: «هنوز این مبلغ را پرداخت نکرده ایم، چون سردار طلایى چنین درخواستى نداشته و هرگونه همکارى لازم را انجام داده اند.» قطعاتى که استادان موسیقى ایران اجرا مى کنند، همان آثارى است که براى تور اروپا آماده کرده اند: برنامه اى در دو بخش. در قسمت اول حسین علیزاده با تار خود بداهه نوازى مى کند و «بزن آن زخمه» از اشعار شفیعى کدکنى، «پیش درآمد دشتى» از یوسف فروتن، تصنیفى قدیمى با شعر مولانا و ساز و آواز اجرا مى شود. قطعات بخش دوم هم «آواز بیات ترک و افشارى»، «مقدمه روح الارواح»، ساز و آواز، «چهار مضراب و آواز»، «آواز افشارى»، «ضربى افشارى» (رقص زار) همراه با آواز، «دستى افشان» و... هستند. کنسرت آ نها براى کمک به تکمیل پروژه باغ هنر بم ترتیب داده شده است. برگزارى برنامه هاى اینچنینى آنقدر دور از ذهن شده اند که حتماً باید دلیل محکمى براى آن ارائه کرد، اما حالا محکم تر از جارى شدن موسیقى در تن خسته تهران نمى توان دلیلى بر آن یافت.
• قلعه پارت ها
موسیقى لرى یکى از بکرترین و اصیل ترین موسیقى فولکلوریک ایران زمین است. قوم لر که به دو شاخه لر کوچک در لرستان و لر بزرگ در سرزمین بختیارى و خوزستان تقسیم مى شود هر کدام با اختلاف اندکى که در لهجه دارند داراى ویژگى هاى خاص خود هستند و مجموعاً شرح هجران و غم و رویدادهاى سیاسى و اجتماعى این اقوام سلحشور و بزرگ است. موسیقى لر کوچک یا چهار لنگ ها عمدتاً در گام ماژور و موسیقى لر بزرگ یا هفت لنگ ها در گام مینور اجرا مى شود. این مردم کوچنده و سلحشور حاشیه زاگرس از زبان و فرهنگ اصیل و بکرى برخوردارند زیرا صعب العبور بودن راه ها و زندگى سخت آنها راه نفوذ هر حمله و دستبردى را به خود مانع شده است و اشعار آنها که اغلب به صورت پهلویات است از پاک ترین و اصیل ترین گویش هاى ایران زمین هستند. کاست دزپارت Despart که از دو کلمه دز به معنى قلعه و پارت که برگرفته از پارتیان مى باشد ایل راهى است که اقوام بختیارى در آن کوچ مى کرده اند. این جاده که در قدیم به ره سلطونى یا راه شاهى معروف بوده همان جاده اى است که اسکندر مقدونى جبهه هاى جنوبى را از طریق آن گشوده است و از قدیم الایام اقوام بختیارى قشلاق و ییلاق خود را در امتداد آن انجام مى داده اند. مجموعه دزپارت اثرى است که مجموعه اى از ملودى ها و ترانه ها یا واسونک هاى بختیارى همراه با آوازهایى است که هر کدام سرفصل تاریخى و اجتماعى قوم بختیارى است. براى مثال آواز تخت قاپو شرح رنج هایى است که براى یکجانشین کردن ایل، بدون در نظر گرفتن وضعیت زندگى چوپانى آنها در زمان پهلوى دوم بر این مردم گذشته است. مردمى که براى گوسفندان و دام هایشان محتاج حرکت هستند و فریاد آنها در قالب شعر و موسیقى بلند مى شود. این اثر توسط امید قبادى از شاگردان فرامرز پایور تنظیم شده و توسط ملک مسعودى و امیر جاهدمسعودى خوانده شده است.

کنسرت سنتی فراموش شده

شرایط برگزاری کنسرت در داخل کشور به گونه‌ای است که گروههای موسیقی دیگر رغبت چندانی برای اجرا و حتی کار در این عرصه ندارند. عده‌ای از این قوم خلوت‌نشین کنج عزلت گزیده و عده‌ای دیگر رهسپار سالن‌های آن سوی آبها شده‌اند.


 به گونه‌ای که بعضی از آنها بعد از اینکه یادشان می‌آید "ایرانی" هستند، تصمیم می‌گیرند چند صباحی در یکی از دو سه سالن موجود به صحنه روند و زمانی که شور و هیجان مردم را نظاره می‌کنند، خجل می‌شوند و چه حیف که این شور پس از چند روز به یاس مبدل می‌شود!  صحبت از لغو کنسرت و شرایط نامنسجم به گونه ای است که شهرام ناظری چندی پیش در مصاحبه‌ای گفت: "ما که دوست نداریم همه‌اش در خارج از کشور کنسرت دهیم. اما ‌آنجا همه چیز طبق ضوابط است. برای من در شهر پاریس برنامه‌ای گذاشتند که قیمت آن 16فرانک بود و من از این قیمت پائین بسیار متعجب بودم که مسئولان سالن گفتند دولت برای حمایت از برنامه‌های هنری مثل این اجرا بودجه (سوبسید) می‌دهد تا روند اجرای آثار هنری لطمه نبیند. اما در ایران خشک و تر با هم می‌سوزند و به دلیل جو تجاری موجود، ارائه آثار هنری با تجاری فرقی ندارد." انتظار شهرام ناظری از سازمان‌های فرهنگی و هنری، برنامه‌ریزی حمایتی از کارهای "هنری" است. وی در این‌باره خاطرنشان کرد: "اگر سوبسید و سالن‌های لازم وجود داشته باشد، مردم مجبور نیستند با قیمت‌های بالا بلیت بخرند و دلیل این که قیمت بلیت‌ها بالا می‌رود، بالا رفتن اجتناب‌ناپذیر مخارج کنسرت است." ناظری افزود: "برای اجرای آتی با توجه به مخارج قرار شد قیمت بلیت‌ها در حد 10 تا 12 هزار تومان باشد اما با جلساتی که گذاشتیم قیمت را به 7500 تومان رساندیم و من خود از این بابت ناراحت هستم. چون می‌دانم عمدهی مخاطبان من دانشجویان، دانش‌آموزان، طبقات فرهنگی و تحصیلکرده هستند، اما چاره‌ای نیست." این خواننده یادآور شد: "قیمت یک اجاره سالن، رقم بالایی است. چندی قبل قرار شد سالنی را به قیمت 4 میلیون به ما اجاره دهند. زمانی که سالن را دیدیم گفتم اینجا با گاراژ فرقی ندارد! به همین دلیل هم دیگر رغبتی برای اجرای کنسرت ندارم . بعد از کنسرت سعدآباد، حداقل می‌توانستم چند کنسرت دیگر داشته باشم که به دلایل فوق این کار را نکردم." سوسن اصلانی  می‌گوید: "با توجه به شرایط برگزاری کنسرت و اجحاف دو چندان در قبال گروههای موسیقی، دیگر کنسرت نمی دهم." این نوازنده سنتور و سرپرست گروه که قرار است دوم آذر ماه در تالار وحدت کنسرت دهد، در ادامه تصریح می کند: "در حال حاضر تمام درگیری‌ها و فعالیت‌های حاشیه‌ای نظیر چاپ و پخش بروشور، تبلیغات و ... به گروه ختم می شود؛ در حالی که نهادهای برگزار‌کننده موسیقی چون بنیاد رودکی، انجمن موسیقی، مرکز موسیقی، خانه موسیقی و .... هیچ حمایت رسمی و حتی غیررسمی از گروههایی که برای ارائه موسیقی اصیل تلاش می کنند، ترتیب نمی دهد." بر پایه این گزارش "مهر"، رضا موسوی‌زاده نیز چندی پیش در همین زمینه گفته بود: "متاسفانه در حال حاضر شرایط برگزاری کنسرت در داخل کشور برای گروههای موسیقی به صرفه نیست؛ چرا که تمام مسایل حاشیه ای نظیر فروش بلیت و انجام تبلیغات و کارهایی از این قبیل به عهده گروه وسرپرست است، در صورتی که گروه برای ارائه یک اجرای خوب باید در آرامش ذهنی و کاری به سر ببرد، نه اینکه یک هفته قبل از اجرا به دنبال فروش بلیت باشد." سرپرست گروه "فاخته" در ادامه نحوه برگزاری کنسرت در خارج از کشور را مهیاتر و راحت‌تر عنوان کرده و افزوده بود: "با توجه به اجراهای متعدد در خارج از کشور من به نتیجه رسیده‌ام که سازماندهی و برنامه‌ریزی برای اجرا در این فضاها بهتراست، به گونه‌ای که ما فقط و فقط برای اجرای برنامه و نه تدارک مسایل حاشیه‌ای اما اثرگذار به آنجا می‌رویم." حسین زمان نیز شرایط برگزاری کنسرت را مسموم عنوان می‌کند و می‌گوید: "شرایط بی‌ثبات و فضای مسموم کنونی اجازه برگزاری کنسرت را به هنرمندان نمی دهد." این خواننده موسیقی پاپ اظهار می‌کند: "بی‌ثباتی سیاسی در عرصه‌های داخلی و خارجی و به تبع آن فضای مسموم کنونی اجازه برگزاری اجراهای زنده و کار در عرصه هنر مهجور موسیقی را به هنرمند نمی‌دهد." وی با اشاره به اینکه برگزاری کنسرت فضای لطیفی را می‌طلبد، تصریح می‌کند: "زمانی می‌توان کار هنری و فرهنگی انجام داد که شرایط برای فعالیت لطیف و منسجم مهیا باشد؛ اما متاسفانه در حال حاضر همه با عینک سیاست یا تجارت به هنرموسیقی نگاه می کنند و راه را برای ارایه آثار سطح بالا مسدود می‌کنند." این خواننده پاپ اجرای موسیقی زنده در ایران را منوط به پشت سر گذاشتن هفت خوان رستم می‌داند و می‌گوید: "به صرف تصمیم هنرمند نمی‌توان در این جامعه کنسرت برگزار کرد. زیرا باید مقدمات زیادی از جمله گرفتن مجوز، تبلیغات و... را سنجید و بر اساس آن عمل کرد. چه بسا بعد از پشت سرگذاشتن این شرایط، گروه های فشار کنسرت را به هم بزنند. همانگونه که تجربه صحبت مرا تایید کرده است." زمان که در حال حاضر آلبوم "قصه نگفته" را در دست انتشار دارد، شرایط برگزاری کنسرت در خارج از کشور را نیز مقرون به صرفه نمی داند و می‌گوید: "به دلیل حجم بالا و هزینه‌های سرسام‌آور تبلیغات در خارج از ایران برای گروه‌های بزرگ مقرون به صرفه نیست که اجرای زنده داشته باشند." وی تاکید می‌کند: "هنرمند معتقد به اصول، در چنین شرایطی "خانه‌نشین" می‌شود. اما آنکه پا بر اصول می‌گذارد، حتما از نظر مالی تامین می شود." در یک ماه اخیر برگزاری کنسرت‌های زیادی نظیر کنسرت گروه شاهو به دلیل تعمیرات تالار وحدت (و چه خوب که تالار وحدت به سرنوشت تئاتر شهر دچار نشده به فکر تعمیر آن افتاده‌اند)، کنسرت ارکستر زهی پارسیان (باز هم به دلیل تعمیرات و دلسوزی مسئولان که آن هم پدیده‌ای بس عجیب و نادر در این جامعه است) و چندین کنسرت دیگر لغو شد که در این راستا شاهد توجیه و نه توضیح مسئولان به مخاطبان موسیقی بودیم.

کنسرت استاد شجریان در تالار وزارت کشور و اجرای تنبور نوازان شمس

محمدرضا شجریان به همراه کیهان کلهر علیزاده و همایون شجریان از هشتم تا یازدهم آذرماه در تالار وزارت کشور به اجرای برنامه می‌پردازند. حمیدرضا نوربخش مدیر برنامه‌های این کنسرت گفت: در بخش اول قطعات و برنامه‌های نزن آن زخمه از اشعار شفیعی کدکنی ابراهیم نوازی تار توسط حسین علیزاده پیش درآمد دشتی از یوسف فروتن، تصنیف قدیمی شعر مولانا و سازو آواز، برنامه‌های بخش اول هستند.

بخش دوم این برنامه را آواز بیات ترک و افشاری مقدمه روح الارواح ، سازو آواز، چهار مضراب و آواز، تصنیف قدیمی، آواز افشاری، ضربی افشاری (رقص زار) همراه با آواز، دشتی افشان از شعر سهراب سهراب سپهری تشکیل می‌دهند.


برای هر شب 3000 نفر در سالن پیش بینی شده است و بلیط‌ها به صورت تدریجی فروش می‌رود که از روز چهارشنبه جاری از طریق سایت دل آواز رزرو و از روز شنبه فروش از طریق شرکت دل آواز، کانون موسیقی عارف، گیشه تالار وحدت و احتمالا خانه موسیقی آغاز می‌شود.

 این پروژه خیریه و متعلق به پروژه‌ باغ هنر بم نیست. چون مشکل باغ هنر بم با کنسرت حل نمی‌شود.

استاد شجریان پس از کنسرت در وزارت کشور، بهمن ماه نیز در آمریکا کنسرت می‌دهد.

******

گروه تنبور نوازان شمس دی ماه امسال به سرپرستی "کیخسرو پورناظری " و رهبری "لوریس چکناواریان " در تالار وحدت به صحنه خواهد رفت.، ارکستر سمفونیک تهران  دی ماه سال جاری  آثاری از کیخسرو پور ناظری را با همراهی گروه موسیقی شمس و رهبری "لوریس چکناواریان"  اجرا می کند.
در این اجرا تعدادی از آثار موسیقایی "کیخسرو پورناظری" که برای ارکستر بزرگ نوشته شده است، با رهبری "چکناواریان" و صدای  حمید رضا نوربخش  توسط ارکستر سمفونیک به اجرا در می آید.در این این گروه هنرمندانی چون تهمورث پورناظری، سهراب پورناظری و ... با نوای سازهای ملی ارکستر را  یاری  می رسانند. 

به گزارش "مهر" ، گروه "تنبور نوازان شمس" تاکنون آثاری نظیر صدای سخن عشق، مطرب مهتاب رو، حیرانی، افسانه تنبور و مستان سلامت می کنند با آهنگسازی و سرپرستی  "کیخسرو پورناظری"  منتشر کرده  است