تهران براى کیهان کلهر شهر خاموش است. شهرى که او نمى تواند در آن سازش را به دست بگیرد و «غزل» بنوازد. اگرچه با محمدرضا شجریان و حسین علیزاده همراهى مى کند اما آنقدر حساس هست که مشکلات فراوان برگزارى کنسرت در تهران و شهرهاى دیگر ایران را برنتابد. شاید او اثر جدید خود را به یاد تهران یا شهرهاى دیگر ایران «شهر خاموش» نامگذارى کرده. یا به یاد نیشابور با «شب هاى فیروزه اى»اش. شاید هم این شهر، شهرى دورافتاده در کشورى دیگر است.

کمانچه کلهر چندین سال است که مثل کمانچه هاى دیگر صدا نمى دهد. اگر به کنسرت اخیر او به همراه شجریان ها و علیزاده رفته اید این را مى فهمید یا اگر «غزل»ها را شنیده باشید. این تفاوت از راهى متفاوت آغاز شد که آهنگساز در حال پیمودن آن است و گاهى دیگران را با خود همراه مى کند. دیگرانى را که گاهى مثل على اکبر مرادى به این دیار تعلق دارند و گاهى مثل شجاعت حسین خان به دیارى دیگر. این راه حالا به جاده ابریشم پیوند خورده. پروژه اى که یویوما موسیقیدان چینى ساکن آمریکا چند سال پیش طرح را داد. در این پروژه نوازندگان و آهنگسازان کشورهایى که جاده ابریشم در آنها قرار دارد گرد هم جمع شده اند و به اجراى بخش هایى از موسیقى شرقى مى پردازند. میراث خبر گزارش داده که کلهر از ششم اسفندماه، یعنى ۲۵ فوریه در دانشگاه هاى شیکاگو، ویرجینیا و چند مرکز دانشگاهى دیگر، اثر تازه خود «شهر خاموش» را در قالب کنسرت هاى پژوهشى اجرا مى کند. این قطعه براى کوارتت زهى و کمانچه ساخته شده است که در قالب پروژه راه ابریشم اجرا مى شود. سال گذشته کلهر «شب هاى فیروزه اى نیشابور» را در این پروژه روى صحنه اجرا کرد. در این کنسرت ها نوازندگان و آهنگسازان دیگرى نیز از کشورهاى دیگر راه ابریشم حضور دارند و به اجراى موسیقى مى پردازند.
پس از آن کلهر به همراه استادان محمدرضا شجریان و حسین علیزاده و همایون شجریان یازده کنسرت در شهرهاى مختلف اروپا اجرا مى کند. در نیمه دوم فروردین ماه نیز به سوئد مى رود تا ده کنسرت تکنوازى و بداهه نوازى و چند کارگاه موسیقى ایرانى در دانشگاه هاى این کشور برگزار کند. کاش همین روزها کیهان کلهر با شهر خاموشش به اینجا بیاید و شهر ما را از صداى کمانچه اش لبریز کند.
در خبرها داشتیم که با دستور وزیر ارشاد تهیه و تولید هرگونه موسیقی پاپ ممنوع شد (به نقل از ایسکا) .
صرف نظر از عقاید و دیدگاه های وزیر محترم ارشاد و بدون توجه به فعالیت های گذشته ایشان این اقدام از چند دید قابل تامل است . نخست آنکه موسیقی پاپ به عنوان یک سبک مجزا در موسیقی قابل احترام و آثار ارزشمند بعضی هنرمندان در این عرصه قابل ستایش است . بی شک به خاطر داریم که کمتر از یک دهه پیش نام و نشانی از موسیقی پاپ آنگونه که امروز با آن روبه رو هستیم وجود نداشت . آزادی های هرچند ناچیز در سال های گذشته دست هنرمندان این رشته را باز گذاشت تا به ارائه آثار خود بپردازند . دیری نپایید که بر اثر بی توجهی مسئولین و بی مسئولیتی بعضی از تهیه کنندگان روند سو ءاستفاده از شرایط بر فضای موسیقی پاپ کشور سایه افکند . بدون تردید بعضی خوانندگان و تهیه کنندگان موسیقی پاپ نخستین مسببان اعلام چنین خبری از سوی وزارت ارشاد هستند .
دوم اینکه بر هیچ کس پوشیده نیست که اعلام چنین خبری از سوی وزارت ارشاد نه از سر دلسوزی و نجات موسیقی ایرانی بلکه از روی نظرات افراطی متولیان فعلی آن صورت گرفته است . با اندکی دور اندیشی و نگاه به جمعیت جوان ایران و احترام به نظر تعداد پرشماری از آنان اتخاذ چنین تصمیم عجولانه ای نه تنها مثبت نیست بلکه شاید اثرات منفی زیانباری را بر پیکره ی جامعه جوان ایران به جا گذارد .
نگارنده از طرفداران همیشگی موسیقی اصیل و ملی ایران زمین هستم و معتقدم نخستین ضربه از رواج موسیقی بی محتوا بر پیکره ی موسیقی با اصالت وارد می شود و لی هرگز با این گونه برخورد فله ای با موسیقی موافق نیستم .
شاید روزی نه چندان دور در خبر ها بخوانیم به دستور وزیر ارشاد تهیه و تولید و یا فراگیری هرگونه موسیقی ممنوع است . باید نگران آن روز بود و از هم اکنون برای آن روز چاره اندیشی کرد .

هوشنگ کامکار سرپرست گروه کامکارها معتقد است که محمدرضا لطفی از اساتید موسیقی که به تازگی به ایران بازگشته است به سرنوشت علی رهبری دچار خواهد شد.
کامکار افزود: استاد لطفی اگر چه برنامههای گستردهای برای رشد و توسعه موسیقی در ایران اعلام کرده ولی این برنامهها در حد ایده و فکر است و برای عملی شدن به حمایت مادی و معنوی گستردهای احتیاج دارد.
وی تاکید کرد: همه افرد علاقهمند به هنر میداند که وضعیت موسیقی ایران باید چه گونه شود؟ ولی این سوال مطرح است که چگونه و با چه امکاناتی میتوان، موسیقی ایران را به وضعیت مطلوب حرکت داد؟
کامکار به حضور علی رهبری در ایران و ترک او اشاره و تاکید کرد: در حالیکه تمامی دنیا، علی رهبری و کارهایش را تحسین میکردند او بسیار علاقهمند بود که با جان و دل، سرای موسیقی ایران کار کند ولی شرایط به گونهای شد که او مجبور شد ایران را ترک کند.
وی در پاسخ به سوالی که آیا موسیقی ایران در سکوت سنگینی به سر می برد گفت: این سکوت سنگین به عدم حمایت دفتر موسیقی وزارت ارشاد از گروههای موسیقی برمیگردد . از طرفی شاید مسئولان جدید ارشاد چون تازه آمدهاند با وضعیت موسیقی آشنا نیستند یا اینکه چندان برای موسیقی دل نمیسوزانند.
کامکار به اجرای گروه نوبان به رهبری صهبایی اشاره کرد و گفت: صهبایی که از خارج از کشور آمده با پول خودش میخواست کنسرتی را برگزار کند ولی مجوز برگزاری این کنسرت در آخرین لحظات صادر شد.
وی در ادامه گفت: گروههای بسیاری در ایران هستند که جایی برای تمرین ندارند و برای برگزاری کنسرت، وزارت ارشاد یک روز قبل یا همان روز، بلیطها را منتشر میکند و زمانی برای تبلیغ و اطلاعرسانی نمیماند.
وی در عین حال گفت: ممکن است مشکلاتی مهمتر از موسیقی برای مسسولان وجود داشته باشد که باعث شده نسبت به موسیقی کمتر توجه کند.
مراسم تشییع جنازه ی امیر حیاتی، استاد و نوازنده صاحب سبک تنبور، از مقابل درب اصلی تالار وحدت برگزار شد. در این مراسم که با حضور جمعی از هنرمندان موسیقی برگزارشد، محمد رضا درویشی در سخنانی با تجلیل از این استاد فقید موسیقی گفت: « او صرفا یک نوازنده تنبور نبود، بلکه بر موسیقی مقامی تسلط کامل داشت و به صورت معنوی این مقامها را به طور کامل درک کرده بود.»

او اظهار امیدواری کرد تا جوانها همانند حیاتی و عالینژاد صرفا در نوازندگی مرعوب تکنیک نشوند.
کیخسرو پورناظری نیز در این مراسم گفت ما باید به افتخار کنیم که هنر موسیقی ما میتواند روح و روان انسان را سیقل و تراش دهد. استاد امیرحیاتی جوانهایی را که سالها در مکتب او درس میگرفتند، برای ما به یادگار گذاشته است. امیرحیاتی شاعر و نوازنده و خواننده نام آشناى ایران دوشنبه هفته اخیر دار فانى را وداع گفت. این نوازنده برجسته تنبور که به عنوان نخستین تنبورنوازى است که توانست اشعار فارسى را بر روى قطعات ساز تنبور استفاده کند از دوازده سالگى نزد پدر خود علیقلى حیاتى ساز زدن را آموخت.
او نزد سید نصرت الدین جیحون آبادى مقام هاى باستانى و حقانى تنبور را فراگرفت. حیاتى که در کرمانشاه دیده به جهان گشود، در دهه سی به تهران آمد و ساکن پایتخت شد.
او سپس به رادیو رفت و با تنبورش آهنگ ماندگار «على گویم على جویم» را خواند و نواخت. شیوه نواختن تنبور حیاتى منحصر به فرد و آمیزهاى از عشق و شعور و جنون همراه بود. بى شک بسیارى از نوازندگان برجسته تنبور کشور در نیم قرن گذشته از شیوه نوازندگى حیاتى بهره جستند. شیوه سحرانگیز زنده یاد حیاتى در «مضراب کارى» باعث تفاوت او با سایر اساتید به نام تنبور بوده است.
از آثار به جا مانده از این نوازنده مقامهاى باستانى تنبور با نظارت مرحوم سید خلیل عالى نژاد است که توسط نشر ماهور منتشر شده است.

درویش امیر حیاتى نوازنده برجسته ساز تنبور بر اثر کهولت سن در سن ۸۴ سالگى درگذشت. او متولد ۱۳۰۰ در شهرستان صحنه بود و از ۱۲ سالگى نزد علیقلى حیاتى و سپس سیدنصرالدین جیحون آبادى نواختن مقام هاى باستانى و حقانى تنبور را آموخت. درویش امیر حیاتى در نوازندگى تنبور شیوه اى منحصر به فرد داشت، به خصوص در نحوه مضراب گذارى هاى این ساز. علاوه بر اینکه آواز او هم آمیزه اى از عشق، شور و جنون بود. درویش امیر حیاتى به دلیل عشق به حضرت على(ع) ۱۴ بار به نجف سفر کرد و ۵۰ سال پیش به تهران آمد و ساکن این شهر شد.تقریبا تمام نوازندگان شاخص تنبور از شیوه نوازندگى او بهره گرفته اند. درویش حیاتى در سال ۱۳۳۹ به دعوت رادیو، آهنگ ماندگار «على گویم على جویم» را ضبط و اجرا کرد و این سرآغازى بود براى استفاده از شعر و کلام فارسى در موسیقى تنبور، چرا که تا قبل از آن تنبور تنها با مقام ها و اشعار کردى نواخته مى شد.حضور او در تهران نقش بسیار مهمى در شناسایى موسیقى تنبور داشت. مقوله شناخت این موسیقى که امروز در مقایسه با سایر سازهاى اقوام ایرانى از رسمیت بیشترى برخوردار است، حاصل حضور درویش امیر حیاتى در این کلانشهر بود. درویش تنبور خود را نداءالحق مى نامید و نوازنده اى توانا در درون خویش بود.او اشعار زیادى به فارسى و کردى داشت که در اجراى تنبور از این اشعار استفاده مى کرد و کتابى هم با نام «على گویم على جویم» که شامل مقام هاى باستانى تنبور است، از او زیرنظر مرحوم سیدخلیل عالى نژاد (یکى از بهترین شاگردانش) منتشر شد، علاوه بر اینکه یکى از برنامه هاى ققنوس که در حوزه هنرى برگزار مى شد به معرفى او اختصاص داشت.هنگامى که هنوز سیدخلیل زنده بود و به همراه درویش حیاتى به اجراى برنامه مى پرداخت، محمدرضا درویشى درباره او سخنرانى کرد. مراسم خاکسپارى درویش امیر حیاتى پنجشنبه ساعت ۹ صبح از مقابل تالار وحدت به سوى بهشت زهرا انجام خواهد شد.
تنبور مست درگذشت این استاد گرانقدر را به کلیه هنر دوستان و جامعه بزرگ اهل حق و بخصوص خانواده بزرگوارشان تسلیت عرض میکند .
دوستان عزیز . لطفا در نظر سنجی وبلاگ شرکت کنید.